درباره سور رئالیسم

سلام گفته بودم که از سوررئالیسم خواهم نوشت.اینهم وفای به عهد.اما آنچه در اینجا می نویسم یک مقاله کامل و طولانی درباره سور رئالیسم نیست.نوشتاری است کوتاه درباره این سبک.  سوررئالیسم جنبشی هنری،فرهنگی وذهنی است ، در جهت آزاد ساختن ذهن با تاکید برقدرتهای تخیلی ضمیر ناخودآگاه و رسیدن به مرحله ای متفاوت،فراتر،یا صحیح تر از واقعیت روزمره.جنبش سور رئالیسم در حدود سال 1920 و تا حدی تحت تاثیر دادا،پدید آمد.آندره برتون[1] اول تئوریسین اصلی این جنبش است. (نقل از ویکی پدیا) جنبش دادا در طی جنگ اول جهانی (1914 -1918) و تحت تاثیر  ویرانی و مرگ و میر عظیم ناشی از جنگ، پدید آمد.جنبش دادایست ها در اصل سیاسی بوده است.هدف از این جنبش به سخره گرفتن فرهنگ،عقل،تکنولوژی و حتی هنر بوده است.دادایست ها معقتد بودند ایمان داشتن به توانایی بشر در بهبود بخشیدن وضعش از طریق هنر و فرهنگ،خصوصا بعد از ویرانی بی سابقه جنگ،ساده لوحانه و غیر واقعی است. نتیجه این شد که دادایست ها،آثاری از روی تصادف و شانس و هر چیز دیگری که غیر عقلانی بودن بشر را ثابت کند،خلق می کرند.برای مثال شعرهایی از طریق بریده روزنامه ها که به صورت تصادفی بریده شده بودند،درست می کردند.کلمات بی معنی را با صدای بلند ادا می کردند و اشیا معمولی را به عنوان آثار هنری نمایش می دادند.جنبش سور رئالیسم از دادایسم پا گرفت اما با نگرش مثبت  تری نسبت به  پیغام های منفی دادا.(نقل از انکارتا)* * *می توان گفت سور رئالیسم سبکی در نوشتار یا دیگر آثار هنری است،که در آن به افکار و تصورات ذهنی (خصوصا بخشی که از ناخودآگاه سرچمشه می گیرد) بهای بیشتری از واقعیت ملموسی که می شناسیم داده شده است. چطور می توان ناخودآگاه را رهاکرد و تصاویر و یا الهاماتش را به رشته تحریر در آورد؟ پاسخ من این است:این هم هنری است.هنر را هنرمند خلق می کند و اینجا قصد ندارم به این موضوع بپردازم که هنر اکتسابی است یا ذاتی،اما به هر حال چه سوررئال چه رئال چه هر سبک دیگر،یک اثر هنری توسط یک هنرمند خلق می شود.هنرمندی که سبک سوررئال را برگزیده می تواند به ذهن و تخیلش قدرت پرواز بدهد و بعد هرآنچه از ذهنش به او الهام می شود بی هیچ قید و بندی بنویسد. ذهن واقع بین ما همیشه در یک زندان حبس است. زندان شرایط و واقعیات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و ....

بسیاری مسائل وجود دارند که به قول خودمان حتی به خواب هم نمی بینیم.ولی تمام این مسائل در ضمیر ناخودآگاه ما حضور دارند و آنجا رنگی و شکلی غیر از واقعیت  (REAL)   دارند.اگر می توانستیم اجازه بدهیم این اشکال و تصاویر از ذهن ما به واقعیت راهی پیدا کنند،قطعا شکل و ظاهر آنها با واقعیات متفاوت خواهند بود.و به همین دلیل است که نقاشی های سوررئال اینقدر متفاوت و عجیب به نظر می رسند.(بماند که من هرگز در نقاشی سور رئال و آبستره و کوبیسم را درک نکردم!)

225px-I_Saw_Three_Cities.jpg

 

  و اما درآثار ادبی سور رئالیسم خود را به صورت متن های خیال گونه نشان می دهد.بار معنایی اثر دیگر آنقدر مشخص و واضح نیست که در آثار رئال می توان مشاهده کرد؛اما به نظر من سور رئالیسم به هیچ عنوان مترادف با بی معنی شدن آثار هنری نیست.آنچه در ذهن و ضمیر ناخودآگاه ما حضور دارد،به هر حال از واقعیات به آنجا راه یافته است.برتون در کتاب خودش به نام Surrealist Manifestoسور رئالیسم را اینطور معنی می کند:لغت نامه:سور رئالیسم،تحرک خالص روانی است که شخص  از آن برای توضیح دادن عملکرد واقعی افکار به صورت کلامی یا در نوشتار یا به هر صورت دیگر استفاده می کند.بازگو کردن افکار در غیاب هر کنترلی که توسط منطق اعمال شده باشد ،خارج از مرزهای اخلاقیات و عقلانیت. * * *جنبش سور رئالیسم به شدت تحت تاثیر عقاید زیگموند فروید روانشناس اطریشی است.فروید معتقد بود،چون تمایلات واقعی ما ،در اکثر مواقع با هنجارهای جامعه تضاد دارند،ما تمایلاتمان را در بخش ناخودآگاه ذهن مان سرکوب می کنیم.زیگموند عقیده داشت،برای اینکه افراد از سلامت روانی برخوردار باشند،باید این تمایلات رابه هوشیاری و ذهن هوشیار بیاورند. فریود معتقد بود ،علی رغم اصرار به سرکوب کردن تمایلات،ذهن ناخودآگاه همچنان خودش را آشکار می کند،خصوصا هنگامیکه ذهن خودآگاه در استراحت است، در رویاها ،اسطوره ها،الگوهای رفتاری عجیب،لغزش زبان،تصادف ها و هنر.سور رئالیست ها برای دسترسی به ذهن ناخودآگاه اشکال و تکنیک های هنری جدیدی اختراع کرده اند. * * *هنر سور رئال،مرزهای واقعیت را در هم می شکند واجازه می دهد رویا ها در واقعیت نمود پیدا کنند. * * *Real:You'll never be mineSurreal:I love you   پ.ن.چرا اسم دو تا مطلب پایین تر رو سوررئال گذاشتم؟فقط یک نفر به این مطلب پی برد.حیران از وبلاگ محو و حیران(بله شما برنده جایزه شدین) چون مطلبی که نوشتم مستقیما از یک رویا سرچشمه گرفته بود.البته من مفاهیمی رو که دوست داشتم در قالب رویایی که دیده بودم جا دادم و اون به نظر من شد یک متن سور رئال.!(به نظر من) 

پ.ن.2. شاید بیشتر نوشتم!نظر بدین(ولی خواهشا نظر درست و حسابی..الکی نگین ایول باحال بود ما منتظر دومیش هستیم!واقعا میخوام بدونم چقدر مفیده وچقدر اینطور نوشتن از عشقولانه نوشتن بهتره..)

پ.ن.۳. جاهایی که ترجمه کردم؛ترجمه صد در صد نیست و اگه ضعفی داره ببخشید.


[1] André Breton
/ 25 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لی لا - آبی آسمانی

جالب بود... خوشم اومد.. خيلی مطلب روان توضيح داده شده بود... ولی ميگم من از دادائيسم هم خوشم اومدا :) در مورد اونم مينويسی؟ اگر ترجمه ی خودت بود واقعن عالی بود...

آزاده از کلبه ی عشق

اول بگم که من تا چند هفته ی پيش معنای سورئال رو نمی دونستم اما نوشته های تو منو کنجکاو کرد که تو لغت نامه دنبال معنيش بگردم.از اينکه موجب شدی من يه فعاليت مفيد انجام بدم

آزاده از کلبه ی عشق

سورئال و رئال دو مقوله که هميشه انعکاس مستقيمشو تو زندگی واقعيمون در قالب کنش های متقابل عقل و احساس داشتيم.تو زندگی بيشتر بايد پيرو واقعيت بود هر چند تا بی نهايت اعتقاد به احساس هم معتقدم اما در عالم نويسندگی همواره سورئال و پرواز تا ژرفای خيال را ترجيح داده ام

علی خوش قلب

سلام سميه جان! ازمتنت لذت بردم خيلی چيزها يادگرفتم مثل اينکه سوررئاليسم چه جنبشی است؟ وازکی به وجود آمده وهدفش چيست ودرچه جهتی فعاليت می کنه؟ ودرمقابل چه جنبشی بوده وهست؟ اما عزيز بگو ببينم اين جنبش چقدر می تونه درجهت آزادساختن ذهن توانايی داشته باشه؟! آيا منظور اينه که اين جنبش کمک می کنه تا افرادی که قدرتهای تخيلی شان را به کارانداختن بتونن بيشتر ازاين قدرت تخيلی شان استفاده کنن؟ اين جنبش ضميرناخودآگاه را چطوری می تونه هدايت کنه؟ ضمن يادگرفتن نکاتی، ابهاماتی هم برايم ايجاد شد مثل: رسیدن به مرحله متفاوت،فراتر،یا صحیح تر از واقعیت روزمره، با فراگفتن دستورات این جنبش وبه کار انداختن قوه تخیلی وباکمک گرفتن از ضمیر ناخودآگاه ، فراهم می شه یا باتلاش وکوشش وبه کار انداختن قوه تفکروتدبر؟. درکل ازمتنت لذت بردم. موفق باشی.

علی خوش قلب

سلام سميه جان! ازمتنت لذت بردم خيلی چيزها يادگرفتم مثل اينکه سوررئاليسم چه جنبشی است؟ وازکی به وجود آمده وهدفش چيست ودرچه جهتی فعاليت می کنه؟ ودرمقابل چه جنبشی بوده وهست؟ اما عزيز بگو ببينم اين جنبش چقدر می تونه درجهت آزادساختن ذهن توانايی داشته باشه؟! آيا منظور اينه که اين جنبش کمک می کنه تا افرادی که قدرتهای تخيلی شان را به کارانداختن بتونن بيشتر ازاين قدرت تخيلی شان استفاده کنن؟ اين جنبش ضميرناخودآگاه را چطوری می تونه هدايت کنه؟ ضمن يادگرفتن نکاتی، ابهاماتی هم برايم ايجاد شد مثل: رسیدن به مرحله متفاوت،فراتر،یا صحیح تر از واقعیت روزمره، با فراگفتن دستورات این جنبش وبه کار انداختن قوه تخیلی وباکمک گرفتن از ضمیر ناخودآگاه ، فراهم می شه یا باتلاش وکوشش وبه کار انداختن قوه تفکروتدبر؟. درکل ازمتنت لذت بردم. موفق باشی.

فرشته(آنجلا)

یعنی می شه گفت شکل واقعی یک خواب با قلم نویسنده و یک رویا ؟ برام چیزی که سوال بود اینکه این نوشته هر اتفاقی که توی اون داستان رخ می ده نباید حتما دلیل داشته باشه یا باید حتما دلیل داشته باشه؟ اینجور که از نوشته ی قبلیت برداشت کردم این بود که برای هیچ چیز دلیلی وجود نداره و همه چیز اونجور که باید باشه نیست درسته؟؟ منکه زیاد حالیم نیست اینم درک درست غلط یا هرچیزی از نوشته ات بود مورد بعدی اینکه من اول نوشته ات خوندم تقریبا حرفات رو احساسات من صدق می کرد در مورد پ.ن دومیت باید بگم که به نظرم این سبک نوشتنت از عشقولانه بهتره البته زمانی که عشقولانه می نویشتی من نبودم ولی برام این سبک نوشتنت تازه تره و البته آموزنده تر! به خاطر اینکه عشقولانه نوشتن رو همه بلدن ولی داستان نوشتن رو همه بلد نیستن! اینا فقط نظر خودمه شاید نظر بقیه فرق می کنه موفق باشی

علی خوش قلب

بیا در کوچه باغ شهر احساس شکست لاله را جدی بگیریم اگر نیلوفری دیدیم زخمی برای قاب پر دردش بمیریم بیا در کوچه های تنگ غربت برای هرغریبی سایه باشیم بیا هر شب کنار نوریک شمع به فکرپیچک همسایه باشیم بیا ما نیز مثل روح باران به روی یکرز تنها بباریم بیا در باغ بی روح دلی سرد کمی رویای نیلوفر بکاریم بیا در یک شب آرام و مهتاب کمی همصحبت یک یاس باشیم اگر صد بار قلبی راشکستیم بیا یک بار با احساس با شيم سلام سميه جان.يه يادداشتهايی لزدکتر شريعتی گذاشتم که وقت کردی و قابل دونستی تشريف بيار ممنون می شم. موفق باشی.

شیوا

خيلی مزخرف مينويسی....حاله آدم بهم ميخوره

شيوا

ها نه اين من نبيدم از اين يه بعد اگه بازهم از اين مشکلا داشتی مستقيم به خودم مراجعه کن توی وبلاگم