دهمین سالگرد تلسکوپ فضایی، هابل

این که دقیقن چه روزی دهمین سالگرد شروع به کار تلسکوپ فضایی، هابل بود، رو نمی‌دونم، ولی همین نزدیکی‌ها بوده و مهم اینه که امسال، دهمین سالیه که هابل اون بالاست و اعماقِ کائنات رو نگاه می‌کنه و با استفاده ازش، عکس‌های خوشگل و حیرت‌انگیز از فضا می‌گیرند.
این منظره‌ی آسمانی به مناسب دهمین سالگرد  هابل آماده شده که سایزِ بزرگش رو می‌تونید از خود سایت دانلود کنید. برای گرفتن سایزِ اصلی، روی عکس کلیک کنید.
یک ویدئو پادکست هم هست، که اونم قسمت اولش به افتخارِ دهمین سالگرد هابل آماده شده که می‌تونید از این لینک دانلودش کنید. سایزهای مختلفی داره که با توجه به سرعت اینترنتتون می‌تونید یکیش رو انتخاب کنید.(البته کوچکترینش شصت و هشت مگابایته!)
و می‌تونید با استفاده از RSSFeed این پادکست، از قسمت‌های بعدیش باخبر بشید.
و اگر شما هم مثل من، به نجوم علاقه‌مند هستین، این سایت هم اخبار خوب و به روزی داره که به فارسی هم ترجمه شدند.

پ.ن. اون‌هایی که روزنوشت‌های من توی یاهو رو می‌خونن، می‌دونن که بعضی‌وقت‌ها(که الان از اون وقتاست) نوشته‌های این‌جا با یاهوم یکی می‌شه. دلیلش هم اینه که دوست دارم دیگه!:دی

/ 9 نظر / 18 بازدید

[گل]

آزاده از کلبه ی ویوارا

با منی؟ آره با منی چون گفتی اگه شما هم مثل من به نجوم علاقه مندید...پس منظورت با منه[زبان] من عاشق نجومم.البته اعتراف می کنم بعضی عکس ها واقعا منو می ترسونه.شاید بخاطر عظمتش و جوشه که منو می گیره و می ترسونه.بچه تر که بودم و کتاب های آسیموفو می خوندم همیشه یکی از ترسای بزرگم این بود که اگه یه روز برم فضا نکنه توسط لکه ی بزرگ غول لکه دار یعنی مشتری خورده بشم.یکی از آرزوهامم این بود که روی حلقه های زحل سر بخورم(حالا به رو خودت نیار که اون حلقه ها گازیه!!)اما الان یکی از آرزوهای اصلیم می دونی چیه؟اینکه بتونم یه اردوی مفصل توی یک کهکشان دیگه داشته باشم.واااااااااااااااااااااااااای فکرشو بکن.شاید یه روزی تونستم!!!تو چی فکر می کنی؟ . سمیه این اسم لینک منو به کلبه ویوارا تغییر بدههههههههههههههههه لطفا . در ضمن تولد 5 سالگیمه..جزو مهمونای اصلی دعوتیییییییییییییییییییییی

داش آکل

حاضر....[نیشخند] http://www.worldwidetelescope.org/

لی‌لا

توصیه میکنم تصویر بسازی از هر چیزی که در آینده ممکنه دچارش بشی من این کار رو نکردم و حالا بچه برام یه مساله ی ناشناخته و دشوار شده.

دخترو

چه جالب..نمیدونستم... حالا دونستم... راستی دندونت در چه حاله ؟؟؟

آزاده از کلبه ی ویوارا

چون کامنت دونی پست اخرو بستی اینجا می گم: یا این خیلی حالیدم: من هنوز همه‌ی وبلاگ‌ها رو ندیدم، شاید خوب باشه توشون، وبلاگ آزاده که خوبه می‌دونم چرا حالیدم؟ چون ایمان دارم سمیه وقتی چیزی می گه زبون بازی نیست و حرف دلشه [قلب]

جینی

من نمیدونستم شما گزارش اقلیت رو ترجمه کردین!!![تعجب][تعجب](میدونم!میدونم!مستحق هرگونه مجازاتی هستم!![نیشخند]) 6 ساعت رفتم از کتابخونه ی سایت کتاب اصلو گرفتم خوندم!!![گریه][گریه][گریه][گریه] الانم که خواستم ترجمه رو بخونم دیدم لینکتون درست کار نمیکنه؟!یک داستان دیگه رو میاره![ناراحت]

Bluestar

لینکش اصلاح شد، ولی جینی جان، داستان توی کتاب‌خونه‌ی سایت هست و از طریقِ لینک برگردان‌های علمی‌تخیلی و از طریق صفحه‌ی اول(اسم فیلیپ کی دیک) قابل بررسیه.