چهرها

من دو چهره دارم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

یک چهره میکوشد تا جایی که میتواند به نور و امید نزدیک شود..با جدیت تمام کار میکند و هرروز در زمینه کامپیوتر به افتخارات جدیدی نائل میشود.چه افتخاراتی؟؟اوه همه چیز!ازیک زبان برنامه نویسی جدید گرفته تا یک تکنولوژی دسترسی به داده تازه...اصلا ولش کنید..این جزییات مهم نیستند..مهم این است که یک چهره من به تمام معنا می کوشد موهبت آی کیو را که به من بخشیده شده به نمایش بگذارد..این چهره من با جدیت تمام تلاش میکند تا به دنیا ثابت کند که در این دنیای ویرانه آی کیو هم به اندازه داشتن یک قیافه جیگر فایده دارد.(تازه دوام آی کیو قدری بیشتر از قیافه  است...)از دیگر تلاشهای این چهره ورزشکار بودن است..بله بله..داشتن یک هیکل خوب.(برای مثل یک چیزی شبیه جی لو..)خیلی مهم است..هوم..دیگر چه؟؟دیگر اینکه سعی میکند خوش برخورد و بیخیال باشد..توپ توپ..به همه انسانهای غمگین پند و اندرزهای شادمانه میدهد و سعی میکند بی معرفتها را فراموش کند و انکار عشق را چنان به سرسختی پا سفت کرده است که..

من هر روز صبح که از خواب بیدار میشوم.صورتم را میشویم ،آرایش میکنم،موهایم را تا با ژل و واکس مو صاف میکنم و بعد این چهره را برمیدارم و از خانه بیرون میروم.

و اما آنیکی چهره..بیرون که هستم زیاد خودش را نشان نمیدهد...حداقل نه برای آدمها.گه گاهی که کامپیوترها نیزخسته کننده و زبان نفهم میشوند.آن یکی چهره کنار پنجره باریکی که به یک باغچه خلوت باز میوشد خودش را نشان میدهد.. با خود آروز میکند کاش این پنجره کمی بزرگتر بود..

.دلتنگی در چشمانش موج میزند.. و غمی تلخ در دلش زبانه می کشد...البته که دل بین هر دو چهره مشترک است اما خوب مسئولیتش با این یکی چهره است ...دل؟؟راستی از من از دل مینوشتم یااز چهره ها؟؟خوب گفتم که دل به این یکی چهر ه سپرده شده است..دلی که دوست میدارد..در بودن ها و نبودن ها ..و اشکی که از دل به چشم راه میابد بر گونه های این چهره میریزد.بی آنکه کسی بداند..

میگویید دلتنگ چه هستم؟؟چه میدانم لابد شبها که به خانه برمیگردم دلتنگ آنهمه کامپیوتر میشوم..آخه در منزل فقط یکی دارم..تازه فقط یک سی پی یو دارد..هوم حتما با خودتان میگویید مگر من جز کامپیوتر چیز دیگری ندارم که انقدردرباره اش صحبت میکنم.خوب چرا دارم...یک عالمه کتاب..آنقدر زیاد که به اندازه تمام اشکهای ریخته و نریخته من در غربت شبهای بی کسی هستند.. دفتر شعرهای شاملو روی میزم..مثل همیشه از سر کار که برمیگردم منتظر من است....روی دیوار عکس دکتر شریعتی لبخند میزند...دوست داشتن ازعشق برتر است...کلارک و سردرگمی اش و آنهمه تئوری بافتنش برای رسیدن به سر منشا هستیدر یکی از کتابخانه ها خاک میخورد..و آسیموف با تمام نفرتش از این زمین خاکی در کتابخانه دیگری.ریچاردباخ با تمام حرفهای ناممکن و زیبایش و پائولو کوئلو؛چه بگویم.با یک دنیا سراب فریبنده..و بسیاری کسان دیگر که نامشان را تاریخ هرگزازخاطر نمی برد..شبها من هستم و همه اینها..آن یک چهره ام را میگویم..همان که همیشه دلتنگ است.لابه لای ورق های اینهمه کتاب معنایی راجستجو میکند..معنای گم شده خوبی و دوست داشتن...افسوس که کتابها نمیتوانند دوست بدارند..درست مثل کامپیوترها....

***********************

 

کاش باور خوبی آنقدر ناممکن نبود که به بهانه دست نیافتنی بودنش از هر تلاشی برای خوب بودن دریغ کنیم....

کاش دوست داشتن کالای بازارورشکسته نبود....

کاش میشد که دلتنگ نباشم...

من دلتنگ یک نگاه مهربانم..نگاهی که صداقت میهمانش باشد و بدانم که همیشه میماند...دلتنگی دستی هستم که از دستانم فرار نکند..دلتنگ دلی که مرا از خویش نراند...

ایکاش میشد که برای نگاه مهربان و نگران مادرم کاری بکنم که اینهمه دلنگران من نباشد....

کاش دنیا به راه دیگری میرفت..

/ 24 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
iris

سلام...خوبی؟...به نظرم همه ادما اينجورين...باز خوبه تو دو تا چهره داری بعضيا که ۳ يا ۴ تا چهره دارن شايدم بيشتر....ممممم الان جو منو گرفت...منم دو تا چهره دارم...يکی چهره‌ای که همه به عنوان يه دختر شاد و خندون وشوخ و ديگه... اهان درس خون و همچين يه نمه لوس وتنبل تو کار کردن ميشناسنش دختری که همه ادمای دور و برشو دوست داره.به جنس مارک دار خیلی علاقه داره... اين چهره من زياد ارايش کردن رو دوست نداره و با ساده بودن بيشتر حال ميکنه اينه که صبح به صبح بدون ارايش اونو برميدارم و ميرم بيرون.......اما اون يکی چهره من خيلی خستس اونقدر خسته که دلش ميخواد بره توی يه کلبه زندگی کنه جايی که مجبور نباشه همش واسه خوش‌ايند ديگران لبخند بزنه ..جايی که اين همه ادم جور وا جور دور و برش نباشن که همش بخواد نگران ناراحت شدن يا نشدن اونا باشه جايی که واسه خودش زندگی کنه اين چهره من معتقده هر ادمی واسه خودش اونقدر مشکل داره که ديگه نميتونه به مشکلات ديگران فکر کنه ( زیاد به این چهره‌ام رو نمیدم پر رو میشه::)‌ )........فکر کنم اهنگ سیاوش قمیشی‌رو خیلی گوش کردم::ای بازیگر گریه نکن ما هممون مثل همیم....... موفق باشی.

ellmira

ادمام درست نميتونن دوست بدارن چه برسه به چيزای ديگه!!! من اپم بدرود

helal

سلام . هر بار ميام و می بينم بهم سر زدی يه حس خوب بهم دست ميده . دوست دارم اگه بر گشتم ايران از نزدیک بشناسمت . باز هم ممنونم

خانوم گل

مردم آپ ميکنن خبر نميدن...... ما که بخيل نيستيم وقتی آپ ميکنيم ميايم ميگيم داداش من آپم........

RIMA

به پاس سادگی درعشق در خود شکستم زود دريغا سهم من از اين دنيا بازيچه بودن در يک قفس با حجم کوچک بود!

محبت و زيبايي

سلام عزيزم! دو چهره داری؟! اشکالی نداره بعضی هاب بیشتر دارند و چهره های وحشتناک.....به هر حال هر دوشان را دوست بدار چون هر دوشان تو هستی... با عشق در آغوششان بکش و مانند دوست قديمی عزيزی نوازششان کن... هيچ چيز مثل وجود انسان عزيز و زيبا نيست... اشکالی نداره آدم غم داشته باشه... اشکالي هم نداره شاد باشه و باهوش و... هر چه باشه اشکالی نداره بايد دوستش داشت .... دلت شاداب عزيز گلم!

RIMA

hamishe ghamgintarin va ranjavartarin lahazate zendegiye adam tavasote hamon kasi sakhte mishe ke shirintarin va be yad mandanitarin lahazatro baraye adam sakhte

آيتك

سلام.... هيچکس منو نشناخت... دوست عزيز يکی وبلاگ شمارو به من معرفی کرد... وافعا حق داشته... به منم سر بزن... تا هر وقت آپ کرديم به هم خبر بديم..

narges

اره بازاردوست داشتن ورشکسته شده. برای همينه که ما ورشکسته شديم. جسم و روحمون ورشکسته شده...