تنهایی

50.gifحتمن هم مفهوم تنهایی را می دانید و هم این کلمه را از زبان اشخاص مختلف می شنوید ،در روزنامه و کتاب و مجله می خوانید و در رادیو  و تلویزیون می شنوید.وقتی می گویم معنای تنهایی را می دانید،منظورم این نیست که تنهایی کلمه ایست با معنا و مفهوم مطلق.بلکه منظورم این است که حتمن آن را برای خودتان معنا کرده اید.مهم نیست از چه قشری هستید.اهل دل هستید یا اهل تجارت.اهل کتاب هستید یا اهل ام تی وی و نرگس.اهل فکر هستید یا اهل میلادنور و آیینه ونک و کافی شاپ جام جم.واقعن مهم نیست اهل کدام دسته باشید،مهم این است که به هر حال لحظاتی در زندگیتان بوده که تنهایی را در عالم خودتان حس کرده اید.قطعن تنهایی اهل دل با اهل تجارت یا اهل فکر یکی نیست.ولی آنچه که هست کلمه ایست که همه ما درکش می کنیم و وقتی یکی می گوید تنهاست ،تنهایی او را با فرهنگ لغات خودمان معنا می کنیم و بعد حس همدردی می کنیم.

تنهایی ابعاد مختلفی دارد.برای خیلی ها تنهایی حسی گذراست.مثلن بعضی ها وقتی معشوقشان به سفر می رود یا مادرشان به یک مهمانی بلند می رود یا وقتی که همه دوستهایشان به نحوی خارج از دسترس هستند،حس می کنند تنها شده اند.

خیلی ها حس می کنند در عقیده و مرام و مکتبشان تنها هستند.یعنی دور و برشان پر از آدم است و هیچوقت هم دلتنگ و چشم انتظار به غروب خورشید  نگاه نمی کنند،اما درونشان چیزی هست که کسی جز خودشان قادر به درکش نیست و به همین دلیل احساس تنهایی می کنند.

 برخی دیگر هستند به ظاهر دوست و آشنا زیاد دارند و دوستان و آشنایان همیشه در دسترس هستند،اما وقتی قصد دارند به جایی بروند و همراهی نیاز دارند،همه کارهای عالم سر دوستان عزیزشان می ریزد و تنها می مانند(این هم از بدشانسی است دیگر!کاریش نمی شود کرد)

اما تنهایی ای هست از همه این تنهایی ها بدتر و غیر قابل تحمل تر.می گویند خداوند در قرآن(شاید هم کتب آسمانی دیگر) گفته ما شما را جفت آفریدیم.مهم نیست که این حرف را خدا زده یا توی دهن خدا گذاشتند،مهم این است که به هر طرف نگاه کنید می بینید همین طور است.انسان ها هم قرار است که جفت باشند.لعنت به من اگر قصدم صحبت از آن عشقی باشد که همه تان معتقدید وجود ندارد!من از عشق حرف نمی زنم.من از جفت آدمی حرف می زنم.همان کسی که قرار است همدم انسان باشد.همان کسی که قرار است وقتی هیچ کس نیست او باشد.حالا وقتی انسانی همدمی ندارد،یعنی وقتی جفتش و آن نیمه دیگرش را ندارد،تنهایی اش عظیم تر و دردناک تر و غیر قابل تحمل تر از هر نوع تنهایی دیگری است.و این تنهایی ،تنهایی معمولی نیست.تنهایی است که باعث شرمندگی و خجالت زدگی می شود.باور کنید!

کسانی که یاری ندارند(اگر این انتخاب به دلخواه خودشان نبوده باشد) از این مسئله شرمسار و خجالت زده می شوند.من نمی دانم کجایش شرمندگی دارد یا خجالت آور است،این را می دانم که وقتی برای اولین بار درکتاب ظهیر کوئلو از مردمی خواندم که تنها هستند و خجالت زده ،با تمام آن مردم احساس همدردی کردم.کوئلو نوشته شرمساری را می شود در چهره هایشان خواند.(نقل به مضمون)همینطور است.

درچنین تنهایی هیچ رهایی و آزادی و بی قید و بندی ای نیست.در این تنهایی حسرت است و اندوه و شرمساری.

اگر می دانید چرا به من هم بگویید.

* * * 

یک توضیح کوچیک بدم بابت پست قبلی ام:

من قصدم توهین به شهرستانی یا ترک یا هر چیز دیگه نبود.من قصدم این نبود بگم که مردم شهر خوبن مردم روستا بد.من حرفم خیلی ساده تر از این حرفها بود.می خواستم بگم اون روستایی ساده دل که تو شعرها و کتاب ها خوندیم دیگه تقریبن وجود نداره.می خواستم بگم مردم روستا هم عین خودمون به طرف حقه بازی و دروغ دلنگ می رن.می خواستم بگم هممون سر و ته یه کرباسیم.

اگه هم از آلودگی نوشتم همینه که هست! اگه منم یه دو ماه به خودم نرسم ممکنه پوز اون زنه رو هم بزنم!بنابراین هدفم انتقاد از اون زنه نبود.از فرهنگ بی فرهنگی و آلودگی بود..و در ضمن لطف کنید دیگه در اینباره نظر ندین!از اونهایی که حرف منو فهمیدن به خصوص ن.باور عزیز واقعن تشکر میکنم.اونها هم که گذاشتن به حساب خودخواهی و گند دماغ بودن من فقط می تونم بهشون بگم همینه که هست!من اینطوریم !از شعار دادن حالم به هم میخوره و هر حقیقتی رو هر چقدر هم که زشت باشه میگم!

 

 

 

 

/ 32 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شاهين

سلام دوست عزيز : خواستم تشکر کنم که به وبلاگم سر زدی . در مورد نوشته شما هم بايد بگم که تنهايی بخشی از زندگی انسان هستش که اکثرا اونو تجربه ميکنن و باعث بوجود آمدن تجربه ميشه ؛ ولی خوب کلا تنهايی زيادشم خوب نيشت و افسردگی مياره . (( شاد باشی ))

فرشته

منم حس تورو دارم ولی یک جور دیگه اش شاید به خاطر اینکه تو توی کشورتی و اینجور تنهایی داری بین هم زبانها و هم وطن های خودت و من توی اون کشور غریب بدون همزبون و تنهام فقط امیدوارم هرچه زودتر این تنهایی از پیشت بره و از منم دور بشه و همچنین از تمامه دوستام و خوشحالم که حرفاهاتو صادقانه می زنی این بهترین چیزه!در مورد مطلب پایینیتم به نظرم خوب نوشتی حالا که بیشتر بهش فکر کردم من زیادی توی طبیعت اونجاها غرق شده بودم و این چیزارو نمی دیدم!ولی هرچی بود روستایی ها باهامون خوب رخورد کردن جز یک مورد اونم سر پول دادن!

ن. باور

سلام به شما دوست عزيز آپم با نوشته ايی در مورد پارادوکس و عرفان.

ن. باور

سلام دختر بارانی ممنونم از نگاه دقيقت به مطالب. بعد از کامنت شما يک بار ديگه مطلب را خوندم و فکر ميکنم بايد يک جمله به مطلبم اضافه ميکردم که الان همين کار را کردم. فکر ميکنم با اضافه کردن اين جمله سئوال شما را جواب داده باشم چون منظور از فنا شدن چيزی جز از خود گم شدن برای پيدا کردن خود نبود و به اين خاطر نوشته ام که اين يک پارادوکسه. اگر دوست داشتی باز هم توضيح بيشتر ميتونم بدم. ببار دختر باران, دختر مهر

آرش

سلام.خوب قبلا هم اومدم د رمورد این پست اما نظر م موند برای وقتی کامل تر بخونمش...تنهایی رو از زوایای مختلف خیلی خوب توصیف کردی.راستش تا بحال این طور به تنهایی نگاه نکرده بودم..اما اونچه مسلمه اینکه انسانها هر چه میگذره تنها تر میشن...نمیدونم چرا شاید چون بیتشر باخودشون با دلشون قهر میکنن...شاید چون بیشتر اسیر میشن اسیر باید ونبا ید هایی که اونها رو از خودشون میگیره ...اونها رو از خداشون جدا میکنه...شاید...وخوب این خود رو گم کردن،خدا رو گم کردن درد آوره...شرمناکه...

کوير

سلام مهربان... حال و احوال شما ؟ کم پيدا شديد ... آهای صاحب خونه کجايی مهمون اومده ... هر جا هستی اميدوارم شادی دل و آرامش دل بهمراه داشته باشی... مراقب خود و احساست باش و خدانگهدار

دختربارانی

سلام کوير مهربان....ممنون که به يادم هستی و ميايی..راستش يه مدتيه هيچ حرف غير کليشه ای واسه گفتن ندارم!قصه ها رو همه خوندم ديگه چيزی نمونده بگم.. چقدر شعر عاشقانه بدون تارگت؟چقدر نوشته روشنفکر نمايانه؟چقدر نوشته های بی حاصل که جز من کسی نمی خوندشون ..چقدر قايم شدن پشت کلمات؟ من نوشتن رو واقعن دوست دارم ولی خيلی خيلی خيلی خسته و دلتنگ و گير کرده بين دو راهی ام...دلم ميخواد شهر و کشورم رو بذارم و برم يه جای دور خودمو گم و گور کنم...اما دل کندن خيلی سخته..

شيوا

مطلبتون خیلی جالب بودشاید این شرم از اونجا منشا می گیره که این افراد بدون نیمه گم شده خود احساس ناقص بودن و تکمیل نشدن و نیمه ماندن دارند ...غافل از اینکه نیمه ای هم اگر پیدا شد خود طبیعت خود را دارد و نه آنچه که باید باشد...گاهی این تنهایی ترجیح دارد...بی دغدغه ترست!

موج برف

پیامی از عمق نا پیدای مظلومیت انسانها آمدنت را وعده می دهد. صدا را، عدل خداوندی صلابت می بخشید و عشق عاشقان شما گرما می دهد. یا مهدی(عج) ادرکنی ولادت یوسف حضرت زهرا(س) برشما وعاشقان ایشان مبارک باد به امید ظهور ایشان

کوير

سلام مهربان ... از ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست ... ايميلت رو چک کن لطفاْ ... مراقب خودت باش و به اميد ديدار