هجو عشق..

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

سلام امروز وقتی از جایی برمیگشتم با یکی از دوستام و عشقش بودم!  توی ماشین این دو نفر جوری نشسته بودن که انگار همه غم دنیا رو دلشونه..مثل زن و شوهرهایی که 30 ساله با هم زندگی کردن و حالشون از ریخت هم به هم میخوره..و از وقتی من یادمه این دو نفر اینجوری بودن..این چه مدل عشقیه؟؟؟آدم که عشقشو داشته باشه باید شاد باشه..حالا حتی اگه گه گاهی مشکلی پیش بیاد..این تریپ غم چیه که مد شده؟؟!!!(اگه من تریپ غم بیام دلیل داره اینا دیگه چرا؟)به هر حال اونقدر عصبانی شدم که هر چی از جوناتان و آیده الیسم و ریچاردباخ میخواستم  بگم پرید و حاصلش شد این خزعبلاتی که این پایینه!!!

شما عاشق نیستید!

شما به زور به خود قبولانده اید که عاشقید...می خواهید وقتی که سنی ازتان گذشت و پیر شدین و به روزهای جوانی فکر کردین افسوس نخورید که ای وای عاشقی نکردم!!عشق را به هزار ضرب و زور به خود و دیگری تحمیل میکنید و نمیدانید که این اسمش عشق نیست..بند است و بردگی....و این وسط حقیقت بیچاره است که نابود شده است.چون شما زندگی را با قصه های هزار و یکشب اشتباه گرفته اید.

حقیقت را قربانی افسانه های ذهنتان میکنید.

آخ! که نمیفهمید من چی میگم!!!

وقتی که میگویم اسیر افسانه و اسطوره هستید منظورم همین است.اه از این عشق های شما!نگاه میکنید چشمتان را میچرخانید اگر عاقل باشید کسی را که تا حدی به شما و تیپتان میخورد انتخاب میکنید اگر هم عاقل نباشید ممکن است با دسته گل به خواستگاری آنجلینا جولی بروید.

سلام شما جزوه ریزپردازنده تون کامله

بله کامله

میتونم ازتون قرض بگیرم؟

بله حتما چرا که نه!

کی براتون پس بیارم؟

والا نمیدونم من دیگه نیستم آخر ترم میرم درس بخونم

اشکال نداره شماره تونو داشته باشم که تماس بگیرم هماهنگ کنیم با هم؟

نه اشکالی نداره!

....

الو سلام من فلانی هستم که جزوتونو گرفتم

سلام خوبین؟

بله کی جزوتونو بیارم؟

هر وقت تونستین

راستی شما برای من خیلی مهم هستین

اوه چه جالب شما هم برای من مهم هستین!

اه! پس فردا ساعت 12 جلوی فری کثافت

باشه من عاشق کوکتل پنیرای فری کثافتم

...1 ماه بعد

دو جوان کنارهم در ماشین نشسته اند  و هر کدام در هاله ای از اندوهی تمام نشدنی غرق شده  و منتظر کلام محبت بار دیگریست  که غم را از او بگیرد(چه غمی؟؟غم بی غمی را!) ..کلام محبت باری که آن دیگری هرگز نخواهد گفت....

نمیدانید که حقیقت قصه لیلی و مجنون نیست..نمیدانید که ما اینکاره نیستیم بابا!!!عشق لیلی و مجنون مال ما نیست..ما به زمان نیاز داریم تا یکدیگر را بشناسیم تا شاید اگرکه روحمان بلند باشد عشقی واقعی از دل رفاقت های واقعی پدیدار شود ولی به خدا این ره که شما میروید به ترکستان است.و همین شما و رویا بافی های احمقانه تان حقیقت را به لجن کشیده اید.حقیقتی که با افسانه زرورق شده باشد حقیقت لجن مال شده است.شما چیزی از روح و عشق و شادی داشتن یک عشق نمیدانید.عشق را درلحظه جستجو میکنید و نمیابید و حاصلش نابودی حقیقت است .

 

پ.ن.معمولا سبک نوشتن من این نیست..ولی اینا اومد تو کلمو و اگه نمینوشتم میترکید..ببخشید دیگه!

 

 

/ 23 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرهاد

من چه دارم که تورا درخور ؟ هيچ ,, من چه دارم که سزاوار تو؟هيچ ,, تو چه داري ؟ همه چيز ,, تو چه کم داري؟هيچ!!!!!!!! ,, دلم را بايد بردارم ببرم .

فرهاد

گفتم تو شيرين مني , گفتا تو فرهادي مگر , گفتم خرابت مي شوم , گفتا تو آبادي مگر, گفتم ندادي دل به من , گفتا تو جان دادي مگر, گفتم ز كويت مي روم ,گفتا تو آزادي مگر, گفتم فراموشم مكن, گفتا تو در يادي مگر, گفتم كه بر بادم مده, گفتا تو بر بادي مگر

روناک(فانوس خانوم سابق)

سلام عزيزم شبت بهخير خوشحالم که فراموشم نکردی و به يادمی...فدات بشممن که هميشه به يادتم و واست دعا ميکنم.

رنگین کمون

آهای آهای کبوترا//شاپرکا قاصدکا//آهای نسيم رهگذر//ای مرغک شانه به سر//ای گل سرخ اقاقيا//نسترنا شقايقا//ای کوچه های پرنفس//پنجره های در قفس//ای بلبل ديوار من//ای سرزمين دوردست//ای جاده های تب زده//مسافرای شب زده//ای دلک بی آرزو//ای مهربون آشنا//ای آسمون پراميد//آی آدمای بيگنا//ايا از او شنيده ايد؟//او را به جايی ديده ايد؟//او ا که با من آشناست//در خلوتم اوج صداست..................من برگشتم و آپم منتظرم يا خق

بابا عظیمی

سلام...تشکر ميکنم از اينکه از سايت ساحل ارامش ديدن کرديد...شادو موفق باشيد

Doust114( آرش )

سلام دوست جون! میدونم اینو دوست داری بخونی: دوست من.. ما دوباره همديگر را خواهيم ديد... صد سال ديگر... خيلی دورتر از جايی که زندگی می کرديم.. و دورتر از جايی که هميشه بازی می کرديم./ چشم های همديگر را خواهيم شناخت... و حيران که کجا همديگر را ديده ايم.. صدای خنده ات آشنا خواهد بود... صدای فلبت هم! فراموش نخواهم کرد./ همديگر را خواهيم ديد مطمئنم.. اما بيا تا آن موقع منتظر نمانيم... بيا زير ستارگان قدم بزنيم... و دنيا را دوباره قسمت کنيم!/ Ron Atchison

هلال

يک شب با دوستی دور ودير سوار تاکسی بوديم . می خواست تا آخرین مسیر همراهم باشد و بعد از آن ٬ نمی دانم من با رفتنم داشتم او راترک می کردم يا او با ماندنش من را ؟؟؟ ... دختر و پسر جوانی در صندلی جلو پچ پج می کردند ... دوست ديوانه ام گفت می بينی ؟ امروز جيک جيک می کنند ٬ فردا قار قار ٬ چند سال بعد ؟؟؟ گفتم حتما پارس خواهند کرد ! گفت نه ! چند سال بعد نه حوصله گفتن خواهند داشت و نه حوصله شنيدن !!! شب عجيبی بود آن شب ...يک شب سرد زمستانی و لحظه هایی بس سرد تر ...

k.mehrnoosh

فرياد زديم كه چرخ گردان ليلاتو ندادي به مچنون.....فرياد بر آمد آن كه خاموش.....كم داد اگر نگيرد افزون.....خاموش شديم و در خموشي رفتيم سراغ مي فروشي.....فرياد زديم دواي ما كو.....گويند دواست باده نوشي.....هوشيار نشد مگر كه مدهوش اين بار گران بگيرم از دوش.....آرام كنار گوش ما گفت اين بار گران تو مفت مفروش.....از خود به كجا شويد پنهان از خود به كجا شويد گريزان.....بيداري دل چنين مخوابان.....سخت آمده است مبخش آسان..... هوشيار شديم از اين كه هستيم.....رفتيم و در ميكده بستيم.....با خود به سخن چنين نشستيم .....ما باده نخورده ايم و مستيم.....مسجد ،سر راه از آن گذشتيم و بر روي درش چنين نوشتيم**در ميكده هم خداي بيني با مرد خدا اگر نشيني**

فرهاد

توي آسمون عشقم غير تو پرنده اي نيست ,, روي خاموشي لب هام جز تو اسم ديگه اي نيست ,, توي قلب من عزيزم هيچكسي جايي نداره ,, دل عاشقم بجز تو هيچكسي رو دوست نداره ,, اگه چشمات من و ميخواست ,, تو نگاه تو ميميردم ,, اگه دستات مال من بود ,, جون به دستات ميسپردم ,, اگه اسمم و ميخوندي ديگه از ياد نميبردم ,, اگه با من تو ميموندي همه دنيا رو ميبردم ,,