نویسنده : Bluestar - ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۸
 

کلیپی که اندی و بن‌جوی برای ایرانی‌ها خوانده‌اند:

Andy and Bon Jovi and Richie Sambora stand by me for iranian from radio zamaneh on Vimeo.

 

 

دنیا درست روی نقطه‌ی صفر ایستاده. جا به جای این کره‌ی خاکی کوتوله(شاید هم درازو)های ابلهی هستند که یک انگشت‌شان روی یک کلیدی است که مرگ‌بارترین سلاحی را پرتاب می‌کند که بشریت ساخته.

حالا بشریت به درکِ اسفل‌سافلین. این سلاح مرگ‌بار، کلِ حیاتِ کره‌ی زمین، خودِ کره‌ی زمین را تهدید می‌کند. و متاسفانه این دارزو یا کوتوله‌های ابله، نه فیلم علمی‌تخیلی نگاه می‌کنند، نه به عمرشان کتاب علمی‌تخیلی خوانده‌اند، نه به سایت ناسا و هابل سر می‌زنند و نه به کل می‌فهمند که حیات و کره‌ی زمین یعنی چه.

آن‌ها خیال می‌کنند هنوز توی جوبِ بو گندوی پشتِ خانه‌شان دارند با پسر همسایه جنگ می‌کنند.

و حالا دنیا درست روی نقطه‌ی صفر ایستاده. هر گوشه‌ی این دنیا یکی از آن پسربچه‌های خنگ توی یک جوبِ بوگندو ایستاده و خیال می‌کند می‌تواند با زدنِ آن دکمه دماغ پسرهمسایه را بسوزاند.

و این وسط، یکی دو نفری هستند که یک کمی عقل‌شان بیشتر می‌رسد، مثل مادرهای عصبانیِ آن پسرهای توی جوب، ولی کاری از دست‌شان برنمی‌آید.

 

*  *  *

خیلی چیزها هست که دلم می‌خواهد این‌جا بنویسم و فریاد بکنم، اما شهامت ندارم.  من برای مردن در چنگال‌های ظلم آماده نیستم. من می‌ترسم...

 

*  *  *

یک آقایی هست به اسم جک‌آزبورن که آدم‌هایی را که اعتیادشان را ترک کردند یا به هردلیل مدتی از جامعه دور بودند و حالا قصد دارند به آن برگردند را می‌برد به انواع و اقسام ماجراجویی‌های خفن، تا روحِ زندگی را در آن‌ها زنده کند و از نظر روحی سالم‌شان کند و به جامعه برگرداند. این ماجراجویی‌ها از جنگل‌نوردی و صحرانوردی گرفته تا بانجی جامپینگ و زندگی در قطب و صخره‌نوردی و ...خیلی چیزهای دیگر را در برمی‌گیرد.

همان کارها که من عاشق‌شان هستم.

دیروز عصر که داشتم این برنامه را تماشا می‌کردم، به مادرم گفتم: «اگه این‌جا یک جک‌آزبورن داشتیم، من حتمنِ حتمن می‌رفتم.»

مادرم گفت: «اگه این‌جا یک جک آزبورن داشتیم، ماهی هیجده نفرو می‌کشت.»

بسیار عالی!

 

*  *  *

کتاب سال هابل، مجموعه‌ای از مقالات و عکس‌ها و اکتشافاتِ هابل در یک سال است. کتابِ هر سال در سال بعد انتشار می‌یابد،(الان کتاب سال 2007 که در سال 2008 منتشر شده آخریست)

در این لینک می‌توانید مقالات را به طور مجزا بخوانید و یا کل کتاب را دانلود کنید.

 

 

 


بر چسب ها: نجوم، روزمره، خبر علمی
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Bluestar - ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٦
 

برایان ویتکر(brian wittaker) این عکس را در تاریخ 22 جولای، در حالی که سوار بر هواپیما بر فراز کانادا پرواز می‌کرده، از پنجره‌ی هواپیما گرفته.

او می‌گوید: «شگفت‌انگیز ترین غروبی بود که در تمام عمرم دیدم. ابر عظیم آتشفشانی از قله‌ی Sarychev روسیه، با نور خورشید درخشان شده بود و این کل زمینه را تحت تاثیر قرار داده بود، یک لحظه خیال کردم در مریخ هستم. تمام پرده‌ها کشیده بودند که مسافران بتوانند استراحت کنند، بنابراین عده‌ی کمی این منظره را مشاهده کردند.»

 

 

منبع


بر چسب ها: عکس، خبر علمی
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Bluestar - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۳
 

برگرفته از لایو‌ساینس

این عکس که یک آتشفشان در مراحلِ اولیهِ فعالیتش را نشان می‌دهد، از ایستگاه فضایی گرفته شده.

قله‌ی Sarychev در جزیره‌ی ماتوا یکی از فعال‌ترین قله‌های آتشفشانی در مجمع‌الجزایر kuril است(هیچ ایده‌ای ندارم که این‌ها کجا هستند!)

گذشته از این که عکس به لحاظ علمی چه ارزش‌هایی داره و چه چیزهایی را نشان می‌ده، خودِ عکس حیرت‌انگیزه.

 

 


بر چسب ها: خبر علمی، عکس
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Bluestar - ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۳
 

 کلیه‌ی های‌لایت‌های این پست لینک هستند و قابل کلیک.

آیا آندروییدها خوابِ گوسفندِ برقی می‌بینند(do androids dream of electric sheep?)، نامِ کتابیست از فیلیپ کی دیک(philip kindred dick).

داستان، آینده‌ای غم‌انگیز و تیره تار و پست آپوکالیپتیک را به تصویر می‌کشد. که البته این تیره و تاری از مختصاتِ آثار کی دیک محسوب می‌شوند.

توی آن آینده کلی اتفاقاتِ بد افتاده و جو تلخی بر داستان حکمفرماست، یکی از بدترین چیزهای آن آینده‌ی خیالی(خیالی نه به این جهت که محقق شدنش امکان پذیر نباشد، به این جهت که هنوز محقق نشده) این است که حیوانات تقریبن منقرض شده‌اند و به جز تعدادِ انگشت‌شماری از هر گونه، حیوانی باقی نمانده. برای این که بشود همین تعداد انگشت‌شمار را حفظ کرد، نگاه‌داری یک حیوان در هر خانواده به یک رسم تبدیل شده. و از آن‌جا که حیوانات خیلی گران هستند، هر خانواده‌ای وسعش به خریدن یک حیوانِ زنده‌ی واقعی نمی‌رسد، و خانواده‌های متوسط و فقیر به خریدنِ بدل‌های الکترونیکی از حیوانات غنائت می کنند. این حیواناتِ الکترونیک در ظاهر تفاوتی با حیواناتِ زنده ندارند، اما با دقت به برخی جزییات می‌شد فهمید قلابی هستند.

و در آن آیند‌ه‌ی دلتنگ، باید ببینید آدم‌ها حتا برای داشتن یک وزغ چطور دلشان پر می‌زند.

و حالا کره‌ی زمین در آستانه‌ی ششمین انقراضِ بزرگ قرار دارد. این مطلب را در ساینس دیلی خواندم.

آخرین بار که انقراض در چنین ابعادی رخ داد، شصت و پنج میلیون سال قبل در دوران کرتاسه بود، که خزنده‌سانان غول‌پیکر منقرض شدند. گمان می‌رود برخورد یک شهاب‌سنگ با زمین باعث آن انقراض بوده.

ولی باعث و بانیِ این یکی، خودِ ما هستیم. با آلودگی محیط زیست، از بین بردن جنگل‌ها، ریختن موادِ شیمیایی به آب‌ها، کشتنِ حیواناتِ گرانبها و...داریم خودمان رو توی بد هچلی می‌اندازیم.

صد البته این پست فقط یک نوع شعار دادن محسوب می‌شود، چون ما آدم‌ها کله‌خر تر از آنیم که چیزی بترساندمان یا مایه‌ی عبرتمان شود.

این اتفاق‌هامیافتند و روزی می‌رسد که مردم برای داشتن وزغ یا شاید حتا سوسک، دلشان پر بزند.

حالا دانشمندان دارند محاسبه می‌کنند، ببینند کدام گونه‌ها به لحاظِ ساختارِ ژنتیکی منحصر به فردند و برای ادامه‌ی زندگیِ ما روی این کره‌ی لعنت شده وجودشان حیاتی‌است، تا همان‌ها را نجات بدهند.

می‌بینید؟ موجوداتی را که با ما شریکِ این آب و خاک بودند داریم از بین می‌بریم و تازه تصمیم می‌گیرم، کدامشان به درد بخور هستند که نجاتشان دهیم!

موضوع فقط این نیست که دنیای بدونِ کبوتر و گربه و پلنگ، زشت و بی‌روح می‌شود، موضوع این است که برخی از این گونه‌ها برای ادامه‌ی حیاتِ ما لازم هستند و با نبودشان، اکوسیستمِ زمین چنان دچار مشکل می‌شود که بقای خودمان هم به خطر میافتد.

و مشکل فقط این نیست که با نبودن برخی از این گونه‌ها، زندگی به لحاظِ فیزیکی به خطر میافتد، موضوع این است، که دنیایی که در آن پرنده‌ایی روی سیمِ برقی ننشیند، و توی دشت‌هاش آهویی نباشد، دنیای دلگیر و مزخرفیست.

(رابطه دو شرطی بود، برای همین و به منظور تاکید، دو پاراگراف به صورتِ دو طرفِ یک رابطه‌ی دو شرطی آمده‌اند)

 

 و به این ترتیب می‌فهمید، آینده‌ایی که فیلیپ کی دیک عزیزمان با رفتن به هپروت ترسیمش کرده(کی دیک گه گاهی سری به هپروت می‌زده، به هرحال اون هم آدم بوده دیگه) اصلا و ابدا خیالی نیست.

مطالبِ عنوان شده از داستان اصلا اسپویلر نیستند و داستان را لو نداده‌اند، اگر دلِ خواندنِ چیزهای غمگین را دارید، به شما توصیه می‌شود این کتاب را حتما بخوانید.

کتاب ترجمه‌ی محمدرضا باطنی است و نشر روشنگران و مطالعاتِ  زنان آن را منتشر کرده.

 

لینک مطلبِ مربوط به ششمین انقراضِ بزرگ در سایت ساینس دیلی

 

دو داستانِ کوتاه از کی دیک بخوانید:

 

گزارشِ اقلیت

عمده فروشیِ خاطراتِ درخواستی

 

معرفیِ خوب و کاملی از کتابِ آیا آندروییدها خوابِ گوسفندِ برقی می‌بینند را در این‌جا بخوانید:

 

معرفیِ کتاب

 


نظرات ()