چندی پیش دویست‌امین سالگرد تولد ادگار آلن پو بود. سالگرد تولد ادگار آلن پو یکی از آن شب‌هاییست که مردم دست به کارهای عجیب و غریب می‌زنند، ردای سیاه می‌پوشند و در خیابان‌ها می‌چرخند، روی گور اون گل رز و شراب می‌گذارند و به مناظره می‌پردازند. البته منظور از مردم، مردم شهر زادگاهش و شهرهاییست که او در آن‌ها زندگی کرده.

ادگار آلن‌پو در سال 1809 میلادی در بوستون ماساچوستِ ایالاتِ متحده به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانیِ نسبتا خوبی داشت، اگرچه پدرش خیلی زود درگذشت، ولی پدرخوانده‌ی ثروتمندی داشت و اوضاعش بد نبود، اما پس از رفتن به دانشگاه ویرجینا و خدمتِ کوتاهی در ارتش از آن‌ها جدا شد و دوران تیره‌روزی‌اش شروع شد.

شارل بودلر نویسند و منتقد فرانسوی، در مقدمه‌ای که بر مجموعه‌ای از آثار پو نوشته، درباره‌ی او چنین می‌گوید:

«روی چین و چروک پیشانی‌اش کلماتِ فلک‌زده نوشته شده بود.»

و در ادامه می‌گوید او هم از همان دسته نوابغی بود که بیچارگی و رنج تمام زندگی‌اش را در برگرفته بود.

هر چند که پو زندگی کوتاهی داشت.

پو را یکی از بنیان‌گذارانِ داستانِ کوتاه می‌دانند، او را همچنین بنیان‌گذار سبکِ داستان‌نویسی کارآگای نیز می‌دانند و نوشته‌های کسانی مثل سر آرتور کانون‌دایل را که بعدها در این سبک به شهرت رسیدند، تا حدی متاثر از نوشته‌های او می‌دانند. او از اولین کسانی بود که در آمریکا تلاش کرد تنها از راه نوشتن زندگی‌اش را بگذارند و به کار نویسندگی به چشم یک حرفه نگاه کند.

پو در چندین و چند مجله مشغول به کار شد و به خاطر کار میان شهرهای بالتیمور، فیلادلفیا و نیویورک در رفت و آمد بود.

او در ادبیات نبوغ داشت و مقالات و اشعار و داستان‌های کوتاهی سرشار از خلاقیت می‌نوشت، ولی این آثار اغلب پذیرفته نمی‌شدند، برخی مجلات به این دلیل که سطح کارش بالاتر از حد معمول است، کارش را نپذیرفتند و برخی دیگر به دلیل سبک نامتعارفش. پو زمانی شروع به نوشتن کرد که هنوز جیمزجویس و بورخس و همینگوی پا به عرصه‌ی ادبیات نگذاشته بودند.

او از آن دسته آدم‌ها بود که زیاد فکر می‌کنند و این دنیا برایشان جای تنگی است و به همین دلیل هم متاسفانه به مشروبات الکلی پناه برده و همین دلیل محکمی شد برای جامعه‌ی متعصبِ آن روز آمریکا تا مهر فساد اخلاق بر او بزنند و از همین رهگذر آثارش را هم نادیده بگیرند.

او با دخترعموی سیزده ساله‌اش ازدواج کرد که خیلی هم دوستش داشت، اما همسرش خیلی زود بر اثر ابتلا به بیماری سل درگذشت و این هم شد ضربه‌ای مهلک بر روح  و روان ناخوشِ ادگار آلن پو.

در هفت اکتبر 1849 در شهر بالتیمور، صبح‌دم جنازه‌اش را روی سنگفرش‌ خیابان پیدا کردند، کسی از دلیل واقعی مرگش با خبر نشد. اما این احتمالات وجود داشت: سکته‌ی مغزی،نارسایی قلبی، زیاده‌روی در مصرف مشروب و...

از او تعدادی داستان کوتاه و شعر و مقاله بر جای مانده است.

بعدها برخی از آثار او را شبیه به داستان‌های علمی‌تخیلی دانستند،گونه‌ای ادبی که خیلی بعد از دوران پو به اوج خودش رسید. بیشتر آثار پو سبکی گوتیک دارند. گوتیک سبکی است که عناصر رومنس و وحشت را با هم دارد و این دقیقن بهترین توصیف برای نوشته‌های پو است.

فضای داستان‌های پو، معمولا فضایی وهم‌آلود و تاریک است. دغدغه‌ی پو در بیشتر نوشته‌هایش مرگ بوده، مرگ و آن‌چه پس از آن رخ می‌دهد. نه آن مرگی که در نوشته‌های براتیگان می‌بینیم،  مرگی که در نوشته‌های براتیگان است، همان مرگی است که همه می‌شناسند، اما پو در داستان‌هایش با چهره‌ی فانتزی و گوتیک مرگ بازی کرده، با ارواح، با فرشته‌ی مرگ، با دنیاهای تاریک و وهم آلودِ پس از مرگ.

در نوشته‌هایش گاه دم از عشق می‌زند و در همان حال، ارواح درکمین هستند.

داستان‌های پو شاد و سرحال نیستند، در همه‌شان غم و اندوه موج می‌زند، غم و اندوه نویسنده.

این مجموعه‌ داستان‌ها از ادگار آلن پو به زبان فارسی منتشر شده.

 

1-نقاب مرگ سرخ و هجده قصه دیگر است، به ترجمه‌ی کاوه باسمنجی و نشر روزنه‌کار(احتمالن با اون روزنه فرق داره)

2-هفت داستان از ادگار آلن‌پو، نشر شهر خورشید

3-گربه‌ی سیاه و داستان‌های دیگر، نشر مرکز

4- یک کتاب با مقدمه‌ی شارل بودلر که چون الان دستم نیست اسم ناشر و مترجم یادم نیست و چون قبل از سال 81 منتشر شده توی بانک اطلاعات کتاب هم نیست

5- یک گزیده از اشعار پو به اسم کلاغ از نشر ماه‌ریز

برای دیدن فهرستِ موجود در بانک کتاب این‌جا رو کلیک کنید.

 

مجموعه‌ی کامل داستان‌ها نوشته‌های پو(به انگلیسی)

داشتم در اشعار پو می‌گشتم که یکی را برای جلسه‌ی پرشین بلاگ که به همین مناسب برگزار می‌شد، ترجمه کنم. البته نه که من این کاره باشم، بلکه گاهی اوقات دوست دارم فکر کنم شاید یک زمانی این کار شدم!!!:دی

نام اشعار برایم خیلی جالب بودند، در حالی که نام شعر مثلن بودdream یا dreamland خود شعر باز درباره‌ی مرگ بود و شبِ وهم.

یکی از اشعارش به نام dreamland را انتخاب کردم. حال و هوای این شعر نمونه‌ایست از حال و هوای آثار پو، کم و کاستِ ترجمه را به بزرگی خودتان ببخشید:

 

از مسیری تیره و تنها

که فرشتگانِ بدخو تسخیرش کرده‌اند

و در آن مکانی که شبحی به نام شب

بر سریر تاریکش در اوج حکمروایی می‌کند

به این سرزمین‌ها رسیدم

از منتها الیه سرزمین‌های شمالی

از سرزمینی غریب و وحشی  فراسوی زمان و مکان

 

 

دره‌های بی‌انتها،رودهای طغیان‌گر

شکاف‌ها و غارها و جنگل‌های تیتان‌ها

با اشکالی که در تصور آدمی نمی‌گنجد

چون شبنم و ژاله از هر سو جاریست

کوهستانی‌هایی که تا بی‌نهایت دریا را در بر گرفته‌اند

دریاهایی بدون ساحل

دریاهایی که بی‌آرام می‌خروشند

و به آسمان‌هایی آتشین سرمی‌سایند

دریاچه‌هایی که تا بی‌نهایت گسترش یافته‌اند

آب‌هایشان تنها، تنها و مرده

آب‌های راکدشان، راکد و سرد

با برف‌دانه‌های نیلوفرِ آرمیده

 

 

نار دریاچه‌هایی که چنین گسترش یافته‌اند

آب‌هایشان تنها، تنها و مرده

آب‌هایشان غمگین، غمگین و سرد

با برف‌دانه‌های نیلوفر آرمیده

 

 

 

 

کنار کوهساران، نزدیک رودخانه

رودخانه‌هایی که به آرامی زمزمه می‌کند، زمزمه‌ای ابدی

کنار درختان خاکستری، کنار مرداب

 همان‌جا که   وزغ و سمندرمنزل کرده‌اند

  کنار  آبگیرهای و برکه‌های دلتنگ

 همان‌جا که  دیوان منزل دارند

هر منزلگاهی نامقدس است

هر گوشه‌ای سودا زده..

 

 

آن‌جاست که مسافر وحشت را ملاقات می‌کند

خاطراتِ پنهان گذشته را

پیکرهایی کفن‌پوش را که به راه میافتند و آه کشان از کنار شخص آوارده می‌گذرند

پیکرهای دوستانی هستند که مدت‌هاست با درد و رنج به زمین سپرده شده‌اند،

به بهشت

 

 

بر قلب‌هایی که اندوهشان بسیار است

این‌جا مکانی با صفا و تسکنی دهنده است

برای ارواحی در که در سایه‌ها می‌گذرند

این‌جا، آه این‌جا خود الدورادو است.

اما مسافر، مسافری که از آن می‌گذرد

حتا جرات نمی‌کند درست تماشایش کند

رازهای این مکان هرگز برملا نمی‌شوند

برای چشمانِ ضعیف آدمی بسته هستند

چنین است میل پادشاه این‌جا

که رازهایش سر به مهر باقی بمانند

پس روح غمگینی که از این مکان می‌گذرد

درمیابدش، اما از پشت شیشه‌های تیره

 

 

 

 

از مسیری تیره و تنها

که فرشتگانِ بدخو تسخیرش کرده‌اند

و در آن مکانی که شبحی به نام شب

بر سریر تاریکش در اوج حکمروایی می‌کند

به این سرزمین‌ها رسیدم

از منتها الیه سرزمین‌های شمالی

از سرزمینی غریب و وحشی  فراسوی زمان و مکان