چطور شد که بودایی شدم؟

 

دارم کتاب شیاطین و فرشتگان رو می خونم.جایی از کتاب ویتوریا از لنگدان می پرسه به خدا اعتقاد داری یا نه و لنگدان میگه چون کتب آسمانی همشون محدودیت روی زندگی می ذارن مذهبی نیست و ویتوریا میگه من ازت پرسیدم به خدا اعتقاد داری یا نه ؟نه اونچه که مردم درباره خدا گفتند.و البته ویتوریا تو این داستان یک گیاه خوار یوگا کار هست و به نظرم رسید از اونجا که منم یه مدته رفتم تو همین خط ها کمی از این مسائل بنویسم که مطالب بلاگم هم غیر کلیشه ای بشن.

 

*********************************************************

 

از نظر من مذاهب و کتاب های آسمانی تلاش های بشریت برای درک مفهوم خدا هستند.کتب آسمانی تعاریف بشر از خدا هستند.کتب آسمانی ادبیات هستند و نه آنچه که واقعا خدا هست .کتب آسمانی از دیدگاه من بیان کننده هدف و مقصود خداوند نیستند،بلکه آن چیزی را بیان میکنند که بشر سعی کرده با ذهن خودش از خدا درک کند.حقیقت در مورد خدا و هدف خدا کاملن روشن است.ما هرگز درک نخواهیم کردش.هرگز.این کلمه هرگز مفهوم و معنای مطلق دارد.خدا(چه باشد و چه نباشد) چیزی نیست که ما درکش کنیم.

 

پیامبرها از دید من انسان های پرهیخته و درستکاری بودند که تلاش کردند خدا را کمی بیشتر از دیگران درک کنند .به کتب آسمانی که نگاه کنید،جای به جای آن اثر دست انسان ها را میبینید.خشونت و تعصب و بی رحمی از سر و روی این کتب می بارد.من واقعن نمی توانم بهفمم!

 

اما آیا تا به حال به بودا فکر کرده اید؟بودا کتاب مقدس نداشته .اگرچه سخنانی به او منصوب است ولی تا جایی که من می دانم از خودش کتابی نداشته.قوانین مذهب بود(اگر بتوان آن را مذهب خواند) سهل و ممتنع هستند.بودا در یک کلام پیروانش را به سوی انسانیت دعوت کرد.مراقبه و مدیتیشن راه های رسیدن به خدا در مذهب بودا هستند.چیزی که من در مورد بودا دوست دارم و می پسندم این است که از کد خبری نیست.کد هایی که بخواهند شخصیت تو را زیر و رو کنند به اسم اینکه باید پاک شوی.سخن بودا واضح و آشکار است.انسان باشید.مراقبه و مدیتیشن گه گاه سخت و طاقت فرسا هستند ولی سختی آنها چیزی نیست که به زور توی کله ات کرده باشند.سختی و طاقت فرسایی شان وقتی که می گذرد تازه می فهمی که چه گامی برداشته ای.راه رستگاری راه آسانی نیست.ولی چیزی که مرا در مورد مذاهب دیگر آزار میدهد کدهای خشن و بی رحم آنهاست.خدایی که اگر سی روز روزه نگیری وعده غل و زنجیر و آتش داغ و هیولا و اژدها به تو می دهد مرا اصلن دلگرم نمی کند.در یوگا و مدیتیشن چله خام گیاه خواری داریم.چهل روز فقط میوه و سبزی نپخته.می گویند چله را امتحان کن و مراقبه کن تا بدانی که چه تاثیری بر تو دارد.اما اگر هم نتوانستی از عذاب و سرب جوشان و غل و زنجیر خبری نیست.در یوگا می گویند هیچ چیز به خدا از سکوت نزدیک تر نیست.برای صحبت با خدا و درک حضورش نیازی نیست به زبانی که بلد نیستی نیایش کنی.کافیست تمام ورودیهای منطقی مغرت را ببندی و بنیشینی تا در درونت حضور خدا حس شود.آسان است؟البته که نه!سالها تمرین و سخت کوشی می خواد.راه رستگاری چنین است.

 

بودا نگفته اگر به چهره کسی که دوستش می داری نگاه کنی سیخ داغ به چشمانت فرو می کنیم.نگفته اگر موهایت را که خود خدا به تو داده در باد رها کنی از تک تک آنها آویخته می شوی.بودا گفته انسان باشید.گناه یعنی چیزی که به دیگران آسیب برساند.(شما را به خدا صحبت از شهوت و انحراف و اینکه برای زن لازم است در حجاب باشد نکنید.یک نگاه به این جامعه داغان و افتضاح بیاندازید و حرفهایتان را قورت بدهید)گناه یعنی چیزی که به نفس انسان آسیب برساند.گناه یعنی هدر دادن وقت و زندگی و لحظه های زندگی.گناه آن نیست که کسی قوزک پایت را ببیند و تو هی حریص تر شوی که آن قوزک پایت را به نمایش بگذاری.

 

ذن ،مدیتیشن ،یوگا و غیره به راحتی می گویند انسان باش.قوانین انسانیت مطلق هستند.دوستان من از اخلاقیات حرف نمی زنم.از انسانیت حرف می زنم که مطلق است.انسانیت را باید درک کرد.باید به سختی در راهش رفت.گاهی باید چهل روز گیاه خوار بود.برای چه؟برای اینکه حس کنیم طبیعت چه چیزها به ما ارزانی داشته.برای لمس مادر زمین.برای یکی شدن با روح جهان.با آنچه که هست.

 

مذهب بودا ،آزادگیست.آشتی با خداست.خدایی که مهربان و فهیم است.خدایی که زورگو و خشن نیست.خدایی که غل و زنجیر ندارد.و البته منطق بودایی مجازات بشر گناه کار را کاملن مشخص کرده.تناسخ.من نمی دانم حقیقت دارد یا نه. و اگر هم حقیقت داشته باشد تا دم مرگ نخواهم دانست.اما تناسخ تنها پاسخ منطقی برای زندگی ما روی این زمین است.منطقی از دیدگاه ما .حتا اگر هم چنین نباشد ،ذهن ما را راهی به منطق خدای گونه نیست.

 

در مطالب بعدی ام از بودا و زندگی او و راه و رسمش خواهم نوشت.

 

پ.ن.یک باری خواستم تو بلاگم مطالب علمی تخیلی بنویسم.ولی در اینباره فعالیت هام به شدت محدود به آکادمی هستند و در واقع نمی تونم انرژیمو جایی بیرون آکادمی بذارم.بنابراین وبلاگم شامل همون چرندیات معمول خواهد بود.ولی هر از چند گاهی سعی می کنم تنوعی داشته باشم.مثل همین که این بالا نوشتم و مطالب بعدی.