دارم سقوط می کنم...

پايين تر و پايين تر

يعنی مردم؟

اين صدای مبهم و دوردست از چيست؟

يعنی ممکن است صدای دستگاه ها و تجهيزات جهنم باشد؟؟(شک نکنيد که جهنم مجهز به آخرين تکنولوژی های روز است.)

اما نه سردم است.جهنم حتما بايد جای داغی باشد.

پس شايد به بهشت می برندم؟

من و بهشت؟بنده هميشه ناراضی و هميشه شاکی را چه به بهشت؟حتما اشتباهی رخ داده!حتما سرور اصلی بهشت داون شده!

اما گمان نکنم.بهشت بايد جای خوبی باشد با آب و هوای معتدل.

تازه چرا اينقدر ساکت است؟فقط اين صدای لعنتی سکوت را به هم می زند.

آه يخ کردم.

راستی عزراييل را يادم نيست.!

............................................

چيز مهمی نيست.

سر کارم !از حال رفتم!

از بس هوا گرفته.از بس که غم زياده.

سر بلند می کنم.کامپيوترم همچنان صبورانه منتظر است.

پ.ن.اين روزها حس نوشتن نيست.شايد بهتر باشه ننويسم.نظر شما چيه؟متن با تارگت و بی تارگت که فايده نداره.با تارگت چون تارگتی نيست.بی تارگت چون مسخره که نيستم!.متن ادبی هم بيخيالش.آخه اصلا به من مياد؟متن ادبي؟