هوا پر شه پر از پرهای رنگی پرنده!!!!!

بزن بارون بزن خيسم کن آبم کن ترم کن...

همين جوری اين ترانه الان اومد تو ذهنم..شايد چون پاييز خيلی نزديک و فصل بارون..بارون...اين روزها باد مياد..باد پاييز نميدونم چرا آشفته ام ميکنه...اصلا نزديک شدن پاييز حس غريبی داره..نميدونم همه متولدهای پاييز اول پاييز اين جوری ميشن يا من؟؟يا شايدم متولدای ماه مهر؟؟!!..راستی چه سری است در متولد ماه مهر بودن؟؟شايدم همه متولدای ماه ها فکر ميکنن..يه سری تو ماه تولدشون هست..اما من مظمئنم متولد ماه مهر بودن يه رازی داره بالاخره!!!!!

باد پاييز و پريشونی و عاشقی...راست عجب قصه ای داره اين زندگی ما...اين روزا فقط اشک همدم ماست..و رکورد ساعتهايی را که گریه نميکنم نگه ميدارم.....

چون شبان بی ستاره قلب من تنهاست

تا ندانند از ميسوزم من از نخوت زبان ام در دهان بسته سات

راه من پيداست

پای من خسته است......

در تمام شب نيست يک چراغ

در تمام دشت نيست يک فرياد...

..خوب کسی راه رفتن را رو من نبسته..اما چی کار کنم که پای رفتن ندارم...چی کار کنم که گير کردم..غرق شدم...

لازم به ذکر نيست که اشعار از شاملو هستن...