خطاب به آنان که آسمان را از یاد برده اند و تقدیم به  آنان که  روحشان آبی آسمانی است... آسمان را نگاه میکنم.آسمان ابری و باران را...رنگین کمان!بعد باران رنگین کمان را نگاه میکنم و در آسمان شب ستاره ها را نگاه می کنم.به یاد همه آنها که بی ستاره اند دعا میکنم  به جای همه آنها که گلی را در ستاره ای تنها رها کرده اند دلتنگ می شوم.می دانم.می دانم چه دلتنگی عظیمی است..وقتی که سر بر آسمان بلند میکنید دیدنیها بسیارند. آسمان ، ابر ،ستاره ،رنگین کمان و پرواز پرنده ..  و من بالهای فرشته نگهبانم را میبینم که همچنان صبورانه می گوید دل قوی دار سحر نزدیک است. اما دریغا که شما سر بلند نمی کنید ..باران و رنگین کمان و پرواز پرستو برایتان قدر و منزلتی ندارد.شما زمین را نگاه میکنید و در پی نگاهی زیبا هستیدزیبارویان را می جوئید.به دنبال نگاهی نیستید که از نم باران غروب تر شده باشد.به دنبال روحی نیستید که عاشق و دلتنگ باشد.به دنبال چشمی نیستید که غزلهای حافظ را به امید دیدن فال نکو از بر شده باشد.شما چشمی زیبا می طلبید و لاجرم آنها که تنها زیبایی چشمشان انعکاس آسمان است تنها می مانند....تنها...این مرام است مرام روزگار...با شما هستم!!!با همه شما که آسمان را از یاد برده اید....فرشته ام در گوشم نجوا میکند بی دریغ دوست بدار..سحر نزدیک است..نزدیک اما به مقیاس فرشتگان می تواند هزاره ای باشد!!!   شترا زنگوله دار//بارشون گندم و جو//توی جاده های سبز ساربون جلو جلو//گل گندم گل یاس//به موهای دخترون//تو خلوص لحظه ها نمی آد اسم خزون//نم نم بارون و بوی یونجه زار// عاشقای مهربون دهکده گل و گلدون می برن خونه یار//بره ها رو علفای بی قرارچه غروبا چه غروبا که تو یونجه زار خیس..هوس عاشقی و مستی و می کرده دلمچه شبا تو مهتابا تو گندم ها تو سبزه ها ..از غمت دل ای دل دل ای دل کرده دلم..از غمت دل ای دل کرده دلم..دل ای دل کرده دلم..دل  ای دل کرده دلم...هنوزم زنگوله ها زنگوله ها توی جاده های دور صدا میدنهنوز اون سقفای گرم کا هگلی بوی مهربونی و وفا میدن.. کاش می شد رفت در آن جاده های دور گم شد..