و اما گایا:گایا در اساطیر اسم مادر زمین بوده.مظهر باروری و سمبل زنانگی.اما گایا از دیدگاه عرفان کهن به این معنی است که زمین فقط یک کره بی جان نیست بلکه یک موجودیت زنده و آگاه است و تمام آنچه که روی زمین وجود دارد بخشی از گایا است ،جزیی از کل. و هر جز در سطحی از آگاهی قرار دارد.تمام اجزا گایا اگر چه به ظاهر جدا هستند اما همگی با هم شکل دهنده گایا هستند و در احساسات ،دانش و آگاهی شریک هستند.گایا یک روح است در کالبدهای مجزا.و شاید حتی بتوان گفت که یک کالبد زیرا که با متلاشی شدن یک جسم آن جسم دوباره به زمین برگشته و در جزیی دیگر از گایا وجود خواهد داشت.شاید که اگر فقط بشر را در نظر بگیریم مفهوم گایا این شعر قدیمی فارسی را به خاطرمان بیاورد که میگوید:بنی آدم اعضای یکدیگرند                                          که در آفرینش ز یک گوهرندچو عضوی به درد آورد روزگار                                         دگر عضوهارا نماند قرارو براستی که گایا چیزی جز این نمیگوید.اگر هر دردی در هر نقطه ای از جهان در جان همه جهانیان حس میشد شاید که نژاد بشر اینگونه کمر به قتل برادرانش نمی بست.گایا حتی از جامعه انسانیت فراتر میرود.یک گل ,یک پرنده ، یک درخت و حتی سنگها و دریاها بخشی از گایا هستند.آنها هم به همان اندازه موجودیت دارند که ما داریم.همه چیزدر خاطره گایا ثبت می شود.و همه دراین خاطره شریک هستند.اگر چنین به هم پیوستگی وعظمتی قابل درک بود زندگی راحت تر بود.اما آیا به راستی گایاوجود دارد یا صرفا تخیل و افسانه پردازی ذهن متفکرین است؟ریشه اعتقاد به گایا به گمانم که در مذهب پاگانیست ها باشد که مظاهر طبیعت را می پرستیدند.اما در عقاید چندین متفکر دیده ام که از روح جهان سخن میگویند.اینکه روح جهان از همه چیز آگاه است و اگر از آن چیزی بخواهیم پاسخ میگیریم . این مفهوم روح جهان به نظر من همان گایاست در بیانی دیگر.اما اگر گایا ورای تصورات ما وجود دارد پس چرا انسانها اینگونه کمر به نابودی خویشتن و زمین بسته اند؟؟(برای اینکه مطلب زیاد طولانی نشه چند قسمت مینویسم)