به کجا می رویم؟؟من به تازگی خواندن  کتاب بنیاد کهکشانی و زمین نوشته ایزاک آسیموف را تمام کردم و مطلب این دفعه هم به نوعی مربوط به محتوا و مضمون این داستان است..اگر به نظرتان طولانی است اصلا مجبور نیستید که بخوانید!سر آغازمان کجا بوده؟؟مشخص نیست..متون مذهبی صحبت از آدم و حوا میکنند.زوجی که از بهشت رانده شدند و تمامی انسانهای زمین از نسل آن دو هستند...متون علمی می گویند تکامل..میگویند سرچشمه حیات ما گل و لای اقیانوسهای اولیه کره زمین است..اولین موجودات تک یاخته ای آنجا تشکیل شده اند(بر حسب کدام تصادف از من نپرسید بیش از شما نمیدانم) و سپس با پیمودن پلکان تکامل به اینجا رسیده که کنون هستیم...سر آغاز هرچه که بوده اکنون مهم نیست..ممکن است زمانی بدانیم ممکن هم هست هرگز ندانیم..اما سوال این است به کجا میرویم؟؟نسل انسان راه درازی تا آنچه که امروز هست پیموده..از غارنشینی و زندگی بدوی به جایی رسیده که رویای تسخیر کهکشان را در سر میپروراند..اما آیا واقعا راه به کهکشان خواهیم برد؟؟و اگر هم روزی این رویا عملی شود کیقیت آن چه خواهد بود؟؟آیا نسل انسان همچنان تشنه به خون یکدیگر فقط پهنه جنگ و کشور گشایی را توسع خواهد داد یا اینکه روزی که ره به ستارگان باز کند از مرحله وحشیگری گذشته است؟؟قبلا اعتقاد داشتم که ما یکبار از حضیض به اوج رسیدیم...از غارنشینی رسیدم به جایی که عزم ستارگان کرده ایم..پس میتوانیم یکبار دیگر هم خودمان را از حضیض به اوج برسانیم..راه درازی تا تحقق معنای انسانیت مانده است..نویسندگان داستانهای عملی تخیلی از دسته افرادی هستند که جسارت این را دارند که درمورد آینده دست به گمانه زنی بزنند..من به عنوان یک طرفدار این نوع ادبیات نظریات نویسندگان مختلف را خوانده ام..برخی حتی آینده های بسیار دوردست را نیز سراسر پر از جنگ و خونریزی و آشوب تصویر میکنند و عقیده دارند که نژاد بشر همین است که هست و هرگز از لحاظ اخلاقی از این پیش تر نخواهد رفت..حتی اگر تمام کهکشان را مسکونی سازد بازهم جنگجو و خودخواه و بی منطق خواهد بود و سرانجام هر جامعه انسانی را فروپاشی در اثر فساد اخلاقی میدانند...امادرهمین بین کسانی نیز هستند که نهایت جوامع بشری را روشن تصویر میکنند و در این بین دیدی اسطوره ای و افسانه ای دارند...کلارک و آسیموف دو نویسنده بسیار مشهور این حیطه هستند ..کلارک عقیده دارد که ستارگان برای انسانها نیستند و ماهرگز راه بدانها نخواهیم برد....در عین حال کلارک پایان کار بشریت را همیشه  به نوعی در آمیخته با افسانه ها و اسطوره های مذهبی تصویر میکند..در حالیکه آسیموف معتقد است که کهکشان مسکونی خواهد شد...آنهم با جنون و دیوانگی نوع بشر...ولی او هم پایان روشنی را تصویر میکند..گایا...راستی در موردگایاچه میدانید...در پست بعدی در مورد آن خواهم نوشت..اما به راستی ما به کجا می رویم؟؟