شبکه‌ی بی‌تربیت و بی‌شعور و نفهمِ بـــــــــــی بــــــــــــــــــــــــــی س***ی پرشیا، امروز توی برنامه‌ی کلیکش آکادمی فانتزی را معرفی کرد و قسمت‌های مختلف سایت را توضیح داد.

بسیار هم عالی! خشنود شدیم.

شماره‌ی این هفته‌ی مجله‌ی سینما و ادبیات، یک پرونده دارد مختصِ ادبیات علمی، و داخل این شماره مدیاکاشیگر که از داورانِ‌ جایزه‌ی علمی‌تخیلی و فانتزیِ آکادمی فانتزی است، مصاحبه‌ای انجام داده‌اند و در مصاحبه، در پاسخ به مصاحبه‌گر که پرسیده‌اند «وضعیت علمی‌تخیلی و فانتزی در ایران چگونه است؟» پاسخ دادند که یک کارهایی شده و یک جایزه‌ی ادبی هم هست که هر سال به بهترین آثار این گونه جایزه می‌دن و من هم داورش هستم. که البته من از ایشون گله‌مند هستم که چرا اسم نبردن؟ کار ما کم نیست!

آقای شهرابی هم که از اعضای هیات تحریریه‌ی آکادمی فانتزی هستند، یک مقاله توی همین پرونده دارند.

داخل همین پرونده به نامِ این ژانر که science fiction هست پرداخته شده و آقای علی‌اضغر بهرامی، مترجم با تجربه‌ی کشورمان فرموده‌اند: «نمی‌دانم کدام شیرپاک خورده‌ای کلمه‌ی تخیلی را هم به آن اضافه کرده و شده علمی‌تخیلی»

موضوع این است که fiction به طور کلی به ادبیاتِ داستانی گفته می‌شود. اگر به کتاب‌فروشی‌های درست و حسابی بروید دو بخش دارند Fiction و nonfiction که دومی می‌شود آثار مستند و تاریخی و سیاسی و.....

بنابراین sceince fiction همان ادبیات داستانی است که علم به آن وارد شده باشد و اسم درستش می‌شود، ادبیات علمی.

من به شخصه گمان می‌کنم همین اسم اشتباهِ «علمی‌تخیلی» از ارزشِ این ادبیات نزد ایرانیان کاسته، چون گمان می‌کنند باید چیزی هجو و بی‌معنا باشد.

در جای دیگری از این پرونده کورت فونه‌گوت، نویسنده‌ی آمریکایی(که دو سال پیش درگذشت) درباره‌ی اثر «غریبه‌ای در سرزمین غربت» نوشته‌ی هاین‌لاین می‌گوید:

«متاسفانه برای او هیچ ارزشی قائل نشده‌اند که اسمش را در فهرست بزرگ مشاهیر سالیانه درج کنند، یقین داشته باشید برای نام رییس انجمن حمایت از مرغ و خروس‌های آمریکا در کتاب فهرست بزرگ مشاهیر جایی در نظر گرفته شده است. نام شخصیت اول این رمان، ولنتاین مایکل اسمیت است، نوجوانی که مریخی‌ها در کره‌ی مریخ تربیتش کرده‌اند، بی آن که هرگز یک انسان دیگر را دیده باشند، من به جرات می‌گویم نادیده گرفتن ولنتاین مایکل اسمیت و نیز خالق او، کاری است که بر اساس تعصبی اجتماعی صورت گرفته نه بر اساس معیارهای عقلانی و زیباشناختی.»

این اثر، «غریبه‌ای در سرزمین غربت» به نظر من یک شاهکار به معنای واقعی کلمه است، دارم درباره‌ی آن یک نقد و بررسیِ عریض و طویل می‌نویسم(در هواپیما شروعش کردم! هنوز کامل نشده) در آن راجع به این اثر نوشتم:

«غریبه‌ای در سرزمین غربت، درباره‌ی مریخی‌ها نیست، درباره‌ی انسان‌هاست و تراژدی‌های غم‌بار انسانی، درباره‌ی عشق، محبت، کینه، نفرت، حماقت،...»

به محض تمام شدنِ این نقد و بررسی همین جا بخوانیدش.

پ.ن. هر موقع این مطالب در سایت مجله قرار گرفتند، لینک می‌دم.