دوستان مثل این که دلِ خودشان بدجوری پر بود که مطلب نیمچه طنز ما را این قدر گل‌باران کردند!

کی گفته مراسم بد بود و کی گفته من دلم پُره؟

مراسم جشن تولد پرشین بلاگ اگرچه یک مراسم عالی نبود، اما بد هم نبود و به این جهت که دیداری میانِ دوستان تازه شد، خیلی هم خوب بود، بنده هم اصلا و ابدا دلم پُر نیست. برای من وبلاگ‌نویسی هیچ‌وقت میدانِ رقابت نبوده که بابت جایزه‌های گرفته شده و داده شده زیاد ذهنِ خودم را درگیر کنم.

من در ادبیات کاری را که دوست دارم و به آن عشق می‌ورزم، انجام می‌دهم(آکادمی فانتزی) و همین که در آن حیطه از ادبیات بتوانم کاری پیش ببرم برایم موفقیت محسوب می‌شود. این می‌شود فعالیتِ ادبی من و هیچ ربطی هم به وبلاگ‌نویسی ندارد.

این از این.

اما برویم سر انتقاد.

آن بحث جایزه و دیدنِ چهره‌های آشنا که صحتبش را کردم، کاملن جدی بود. موضوع این است که این جریان وبلاگ‌نویسی و وبلاگ‌خوانی هم در مملکت ما به شیوه‌ی باندبازی اجرا می‌شود. یک باند پنجاه شصت نفری تشکیل شده‌اند که همدیگر را مجازی یا واقعی می‌شناسند و با هم دوست هستند و در تمام نظرسنجی‌ها و مسابقات حضور فعال دارند و هی به هم رای می‌دهند و هی برنده می‌شوند.

این حالت اصلن خوب نیست.

ما یک تعداد وبلاگ محبوب  وخوب داریم که همه می‌شناسند، فرض بگیریم همان وبلاگ «یک پزشک» و «یک فتحی» این وبلاگ‌ها را دیگر همه‌ی وبلاگ‌نویسان می‌شناسند، حالا نظر شخصی من این است که وقتی این دو وبلاگ(و مشابه‌هایشان) به قدر کافی شناخته شده‌اند، دیگر چه نیاز به تبلیغ دارند و چرا باید دوباره و صدباره در نظرسنجی‌ها شرکت داده شوند؟ پس تکلیف آن پانصدهزار تا وبلاگِ دیگر چه می‌شود؟

من سه تا مثال برای شما می‌آورم:

«آبی آسمانی»

«لاهو»

«گردو»

این سه تا  از وبلاگ‌های مورد علاقه‌ی من هستند، هر سه به لحاظ نثر، ادبیاتِ مورد استفاده و موضوعاتِ مطرح شده، واقعن غنی هستند. هر سه نویسنده به نظرِ شخصیِ بنده،  قلم و قدرتِ نویسندگی دارند و بارها از دیدنِ صلابتِ متن‌شان، غبطه خوردم که ای کاش من هم می‌توانستم این گونه بنویسم.

نظیر این وبلاگ‌ها که کسی هم نمی‌شناسد کم نیست.

حالا احتمالن این شکوایه مطرح می‌شود که «خب ما چه کنیم؟ کسی به این‌ها رای نداده! ما نظرسنجیِ عادلانه برگزار کردیم.»

این حرف قبول، اما اگر یک وبلاگ‌نویسی که از قضا خیلی هم خوب می‌نویسند،علاقه‌ای به برقراریِ دوستی‌های مجازی، عضویت در باند‌های شبکه‌های اجتماعای(فرند فید و فیس‌بوک) و کامنت جمع کردن از راه سر زدن به این و آن نداشته باشد، آیا باید حقش ضایع شود؟‌آیا وبلاگستان متعلق به آن عده‌ای است که حالِ این کارها را دارند و لاغیر؟

یک بار آقای فتحی در وبلاگ‌شان مطرح کردند که قصد دارند به وبلاگ‌های ناشناخته کمک کنند که مطرح شوند و ایک راه‌کاری هم ارائه دادند که جزییاتش در ذهنم نمانده، حالا بماند که بنا به دلایل ناشناخته ایشان به طرح‌شان جامعه‌ی عمل نپوشاندند، ولی به نظرِ من یک چنین حرکتی، باید از وظایف یک سرویس‌دهنده‌ی وبلاگ باشد.

به نظر من سرویس‌دهنده‌ی وبلاگ باید راه‌کاری برای شناسایی وبلاگ‌های ارزشمند و ناشناخته، و معرفیِ آن‌ها به مخاطبان خود داشته باشد و به جای این که تشکیل باندها و باندبازی‌ها را هر چه بیشتر تشویق و ترغیب کند، تلاش کند تا نویسندگان ناشناخته را مطرح کند، تا وبلاگستان از غنای هر چه بیشتری برخوردار شود.

چرا باید خانم یا آقای ایکس که به قدر کافی شناخته شده هست، در هر مراسمی به یک عنوانی برود آن بالا و با همه چاق سلامتی بکند؟ چه اشکال دارد یک بخش برای معرفی وبلاگ‌های ناشناخته و تقدیر از آن‌ها وجود داشته باشد؟

می‌پرسید با چه راه‌کاری این‌ها را پیدا کنیم؟

پاسخ این است که این مشکل من نیست، مشکل شماست! من که سرویس‌دهنده‌ی وبلاگ نشدم!

من می‌توانم در جایگاه خودم پیشنهاد بدهم، اما راه‌حل پیدا کردن و پیاده‌سازیِ آن به عهده‌ی دست‌اندرکاران است نه من.

یک چیزی هم در پرانتز بگویم و آن این که این به اصطلاح «باند‌ها» چیزهای بدی نیستند، یک عده آدم هستند که از سلایق و علایق مشابه برخوردارند و حرف هم را می‌فهمند و بین شان یک رفاقتی شکل گرفته، ولی وقتی تمام نظرسنجی‌ها و مسابقات به رای و نظر این «باندها» واگذار می‌شود، آیا مطمئن هستید که نتایج «عادلانه» هستند؟