درست بالای گراند کانیون بودم. اولش فکر کردم دارم پرواز می‌کنم، ولی بعد دیدم توی ماشین نشستم. در واقع اول زاویه‌ی دوربین بالا بود، انگار که بالای گراند کانیون آویزان شده باشم، ولی بعدش دیدم که نشستم روی یک ماشین و ماشین دارد از روی پلی عبور می‌کند که درست به باریکیِ پل صراط است. شاید هم خودش بود. البته اگر خودش بود باید بگویم یک شاهکار مهندسی محسوب می‌شد.
حالا نمی‌دانم الان هم روی گراند کانیون پلی هست یا خیر، شاید به تازگی ساخته شده و شاید هم در آینده ساخته شود. خلاصه این که روی گراند کانیون بودم و چنان شور و شعفی سراپایم را گرفته بود که اصلن غیرقابل توصیف است.
گراند کانیون مثل میدانِ آزادی بود که سر و ته شده باشد. برج میدان را نمی‌گویم‌ها، چمن‌کاری‌های دور و برش را می‌گویم. شما گراند کانیون را تصور کنید، که چمن‌های میدان آزادی را کشیده باشند رویش، از بالا تا آن اعماقِ دره همه‌ش شده باشد چمن و آن هم با آرایش چهل تکه. مثل یک توپ چهل‌تکه‌ی بزرگ است که پهنش کرده باشی.
گراند کانیون چمن پوش شده و من بالاش آویزان هستم و خیلی حس و حال خوبی دارد. می‌توانم شعفِ گوریل انگوری را به خاطر بیاورم وقتی که در خواب از این رو عبور می‌کرد.
من هم توی خواب از روی گراند کانیون گذشتم!
بعد وسط‌های پلِ صراط که رسیدیم، انگار پل گشادتر شد، گمانم خدا با خودش فکر کرده بود هر کس تا این‌جا برسد دیگر حقش است که از این پل عبور کند و برسد آن طرف. دور پل بازار مکاره به پا کرده بودند. بیشترشان کولی بودند و یکی هم داشت تی‌شرت‌های سه تا هزار تومانی می‌فروخت.
رفتم توی بازارِ مکاره هم دوری زدم، ولی حس و حال پول خرج کردن نداشتم، آدم همیشه‌ی عمرش که این شانس را نمی‌آورد بالای گراند کانیون باشد، آن‌هم گراند‌کانیونِ چمن پوش!
به گمانم، این گراند کانیون که دیدم، مربوط به یک واقعیتِ مجازی‌ای چیزی بود، شاید توی یک دنیای دیگر خیال کرده بودند، صخره و سنگ خیلی جذابیت ندارد و از طرفی هم چمن‌های میدانِ آزادی دلشان را برده بود و خلاصه گراندکانیون را کردند نسخه‌ی وارونه‌ی میدانِ آزادی.
حالا زمزمه‌هایی هست می‌گویند این کپی‌برداری از چمن‌های میدانِ آزادی تبدیل به یک جور مد شده و قرار است اقیانوسِ آرام را هم همین شکلی بکنند. اوه فکرش را بکنید! همه‌ی دنیا شبیه به میدانِ آزادی می‌شود و بعد هر کجای دنیا که باشید دیگر دلتان برایش تنگ نمی‌شود. تازه شاید حالتان هم به هم بخورد بس که میدان آزادی این طرف و آن طرفِ دنیا سبز شده.
یادم نیست چه زمانی تورِ گراند‌کانیون تمام شد و از آن واقعیتِ مجازی برگشتم به دنیای خودمان. صد البته که این دنیای خودمان برای صاحبانِ گراند‌کانیونِ چمن‌فرش شده یک واقعیتِ مجازیست و اگر آن‌ها چشمشان به گراند‌کانیونِ ما بیافتد کلی تعجب می‌کنند. چون استفاده از صخره و سنگ، در میادینِ شهرهای آن‌ها یک جور مد است. درستش از نظرِ آن‌ها این طوریست: میادینِ شهرها باید صخره‌ای باشد و گراند کانیون، چمن پوش! هر ابلهی این را می‌فهمد!
:دی