خوب ایندفعه میخوام راجع به ماتریکس بنویسم...احتمالا که خیلی ها این فیلم را دیده باشن...خود فیلم که یک سه گانه مثلا عملی تخیلی ولی در واقع فقط یک سری ماجراهای اکشن غیر واقعی..ولی چیزی که من الان قصد نقد فیلم را ندارم بلکه میخوام در مورد داستان اصلی فیلم که در واقع داستان اصلی فیلم اول بود صحبت کنم....

خوب داستان فیلم اینه که یک هکر کامپیوتر که داره زندگی معمولیش را میکنه طی یک سری وقایع میفهمه که همه اون چیزی که به عنوان دنیای اطرافش میشناسه یک شبیه سازی کامپیتوریه..یک برنامه کامپیتوری که نوشته شده و درحال اجراست..و به اون میگن ماتریکس معلوم نیست چیزی که بیرون ماتریکس چی هست...و یا اصلا بیرونی وجود داره یا نه؟؟؟

حالا بریم سر بحث اصلی..اصل این قضیه سالهای سال مورد بحث فلاسفه و کسایی بوده که به فلسفه علاقه دارن..اینکه واقعیتی که ما اطرافمون میبینیم و حس میکنیم چیه؟؟آیا حقیقت داره؟؟و همه چیز به همین شکل یا خیر...؟؟عقیده ای وجود داره به نام Idealism (حالا نمیدونم به این چی میگن مکتب فکری؟؟فلسفی؟؟؟)حالا به هر نامه که خونده بشه اصل حرفش اینه که هر چیزی که ما میبینیم و حس میکنیم توهمات یک ذهن واحد..همون مفهومی که بهش میگنTHE ONE یعنی ما همه جلوه های یک ذهن واحد هستیم..این که حقیقت ما چیه و اصلا چی هستیم...فکر نکنم که به روشنی جواب داده شده باشه...این عقیده میگه هر چیزی که برامون اتفاق میافته دلیلش اینه که ما به اون صورت تصورش کردیم..و اگه ما بتونیم این تصور را عوض کنیم..اگه بتونیم به خودمون بقبولونیم که مثلا فردا صبح که بلند میشیم قدمون ۱۰ سانتی متر بلند تر شده حتما اینطور میشه یا به فرض اتفاقی که دوست داریم حتما اتفاق میافته....و نکته مهم اینه که ما باور کنیم که همه اینها ساخته ذهن ماست و ما میتونیم هر جور که بخواهیم بسازیمش..و اصلا چیزی خارج از ذهنیت ما وجود نداره

و اینکه اسکندر و شکسپیر جلوه های واحد یک ذهنیت هستند یک نفر هستند..این ذهن ما..این یگانه the one در حال تجربه کردن تمام حالات و شرایط ممکنه..شکست پیروزی شادی اندوه..همه و همه جلوه های خود ما هستند...و هر گاه کسی از ما که نا خودآگاه فراموش کردیم که کی هستیم ...بتونه بفهمه که این فقط یک دنیای مجازی و سر بلند کنه و بیدار بشه قدرتهایی پیدا میکنه که از دید دیگران فوق طبیعه به نظر میاد..درست مثل Neo تو ماتریکس که وقتی از ماتریکس بیدار میشه و میفهمه که اون شخص برگزیده است انوقت چندین برابر سوپر من میشه...بیشتر کسانی که ادعای شفا دهندگی و انجام کارای فوق طبیعه را دارن به این تفکر تعلق دارن..این آدما به هر حال از طریقی قدرت دخالت و تغییر در واقعیتهایی را پیدا میکنن که برای ما ثابت شده هستند..مثلا آدمی را که سرطان داره شفا میدن...یا یک جا مینشینند و با تمرکز و تصور آینده ای را که میخوان میسازن..این قدرتها از کجا میاد و چی را ثابت میکنه؟؟آیا ثابت میکنه که چیزی بیرون از ذهن ما وجود نداره یا اینکه دنیا بسیار پیچیده تر و عجیب تر از اونه که ما بتونیم توش برای خودمون نظریه پردازی کنیم؟؟

و راستی چطور میشه سر بلند کرد و حقیقت را دید..حقیقت اصلا چیه؟؟؟

یه دوستی میگفت حتی خود ماتریکس هم میتونه واقعیت باشه..که میدونه ما از کجا اومدیم؟؟شاید یه هوش برتری برنامه مارو نوشته ؟؟؟به چه هدف نمیدونم!!!