اگر شما هم مثل من توی خانواده‌ای بزرگ شده باشید که پدر و مادرتان در زمان دوران طلایی سینما، یعنی دهه‌های شصت و هفتاد جوان و سینمابرو بوده‌ باشند، یا اگر خودتان خیلی خوره‌ی سینما باشید، حتمن با سینما‌ی آن دوران آشنا هستید.
دوران فیلم‌های وسترن، فیلم‌های تاریخی و پر زرق و برق، فیلم‌های سیاه و سفید معناگرا و ساده و صمیمی.
و حتمن برت‌لنکستر، گریگوری پک، استیو مک‌کویین، آنتونی کویین، پل نیومن، کرک داگلاس و.. را می‌شناسید.
من ده یازده ساله بودم که با این فیلم‌ها و این آدم‌ها آشنا شدم و آن سینمای دوردست بدجور به دلم نشست. من مطئنم که دیگر هیچ‌وقت فیلم‌هایی مثل آن دوران ساخته نمی‌شوند و هیچ‌وقت تام‌کروز عزیزِ من(عشق اول و آخر زندگیم) به پای آلن دلون نمی‌رسد.
و از آن موقع هر بار خبر مرگِ یکی از ستاره‌های آن دوران را شنیدم، غصه‌ام گرفت. از همه‌شون بدتر هم برای من گریگوری پک بود، همیشه فکر می‌کردم من اگر آن سال‌ها جوان بودم، عاشق سینه‌چاک این مرد می‌شدم. و هنوز هم به نظرم یکی از بهترین فیلم‌هایی که در تمام عمرم دیدم کشتن مرغ مقلد، است.
به هر حال، پل نیومن هم درگذشت.
این پست، فقط جنبه‌های نوستالژیک داشت.!
پ.ن. عنوان پست را از تیتر خبرِ رادیو برگرفتم.