خب امروز 16 دسامبر 2007، نودمین سالروز تولد سر آتور سی کلارک هستش. روی لینک کلیک کنید لطفن! باور بفرمایید اونقده توی ویکی نوشتم و اونقده برای مراسم بزرگداشتش که پنجشنبه توی فرهنگسرای ارسباران برگذار شد، تلاش کردم که دیگه نا ندارم بازم بنویسم!

فقط همینقدر بگم که یکی از بزرگترین نویسنده ها و متفکرهای این قرن هستند ایشون. دانشمند بزرگی هستند و یکی از

 مهم ترین ایده هاشون، ماهواره های مخابراتی هستش.

و مدار زمین ثابت را به افتخار ایشون، مدار کلارک هم می گن.

بله دیگه! اگه شما الان پای ام بی سی اکشن نشسته بودید یا اینکه مرجع تقلیدتون پی ام سیه، به نوعی از لطف آقای کلارک

 هست. پس حتا اگه هیچی ازش نخوندین و تا حالا هیچی ازش نشنیدین، الان وقتشه که روی لینک بالا کلیک کنید و یک کمی

 درباره ی ایشون بخونید.

حالا چرا اینقدر این آقای کلارک برای من عزیزه! عجیبه؟ یک پیرمرد نود ساله، ساکن سریلانکا اینقده برای من مهم و عزیزه؟ها؟

دلایلش خیلی زیاد هستند. یکی اینکه من از بچگی عاشق کتاب هایی بودم، که ذهنم رو مشغول می کردند. کتاب هایی که

 سوژه ای برای فکر کردن داشته باشند. مثلن من هیچوقت ربه کا یا دزیره رو نخوندم! کلن هیچوقت نتونستم خودم را راضی کنم، کتاب عشقی بخونم. (واسه همین اینقده خراب عشقم همیشه! لابد اگه دزیره خونده بودم بلد بودم چیکار کنم!) همیشه دنبال چیزی بودم که عجیب غریب باشه. منو به فکر

 وادار کنه و منو غرق خودش بکنه. و چی بهتر ازکتاب های علمی-تخیلی؟

وقتی تازه کلاس اول را تمام کرده بودم، خوب یادم هست که کتاب سفر به ماه ژول ورن، یک جوری از روی ویترین مغازه منو

صدا کرد که پریدم و خریدمش!

کلاس دوم ابتدایی را که تمام کرده بودم، یک کتاب کاهیی و زهوار در رفته توی کتابخانه ی دایی ام پیدا کردم که اسمش بود راز کیهان. اسم نویسنده: آرتور سی کلارک.

خب قطعن اون موقع ها نه می دونستم کلارک کیه و نه می دونستم رازکیهان و فیلمی که استنلی کوبریک از روش ساخته، جزو مهم ترین وبرترین اثار تاریخ سینما و ادبیات هستند.

ادیسه ی 2001( همون راز کیهان) را وقتی اولین بار تمام کردم، هیچی نفهمیدم. ولی دونستم که چیز مهمی بوده! سالهای بعد، بارها و بارها خواندمش و بعدها هر وقت کتابی دیدم که روش اسم سر آترتور سی کلارک، نوشته بود، خریدمش.

اینطوری شد که من شدم، فن کلارک!

چیزی که توی کتاب های کلارک غیر از تم علمی-تخیلی منو جذب می کنه، درون مایه های عرفانی و فلسفی کارهاش هستش. کلارک همیشه در جستجو بوده. جستجوی چیزی که بهش خدا می گویند و به قول حسین شهرابی، آنقدر جسارت داشته که در جمع دانشمندان و علما، به لاادری گری خودش اعتراف کرده و به کل منکر همه چیز نشده. همینش را دوست دارم.

سردرگمی و روحیه ی جستجوگریش را  و آنطوریکه لااقل من را به فکر می دارد. و خلاصه اینکه یک طورایی بودایی هم هست! همه و همه باعث می شوند که خیلی دوستش داشته باشم.!

احیانن اگر قادر به باز کردن یوتیوب هستید، این لینک محتوای پیغامی هستش که کلارک به مناسب روز تولدش، برای همه ی طرفدارهاش ضبط کرده.

و احیانن اگه بتونم، فایل بروشوری که برای مراسم درست کردم( من محتواشو جمع و جور کردم) را هم آپلود می کنم.

پ.ن. دوست داشتم خیلی بیشتر بنویسم و این بشه مقاله، ولی از طرفی خیلی نوشتم این روزا و از طرفی هم اصلن حوصله ندارم بیشتر بنویسم!

پ.ن. همونطور که می بینید، به خودم زحمت دادم و htmlدرست کردم برای این ÷ستم! که این واقعن خیلی شاهکار محسوب می شه! چون همه می دونن من چقدر سختمه با html کار کردن!