هراس...

هیولایی است به همان هیبت اندوه، همانقدر ترسناک و بی‌رحم و قوی.

هراس از دست دادن. مهم نیست از دست دادن چه چیز باشد، مال و منال و مادیات دنیا، یا هراس از دست دادن آنکه دوست می‌داریم، هراس از دست دادن هر چیز باشد که دیو همانقدر عظیم و بی‌رحم و قوی است.

دیو هراس باعث می‌شود به پستوهای تاریک و نمور پناه ببری. یک گوشه‌ی یک اتاق تاریک و ترسناک و متعفن، زیر یک طاقچه کز کنی و بلرزی و اشک بریزی، و می‌دانی دیو آن بیرون ایستاده و قهقهه می‌زند...بی‌اعتنا به گریه‌های تو قهقه می‌‌زند، ونه خدا، نه شیطان و نه بتی که دیگرانش می‌پرسیدند، هیچ‌کدام نمی‌توانند برای رهایت از دام این دیو کاری بکنند.

ترسِ از دادن، به تاریکی هدایتت می‌کند!

در نهایت، آنچه باید بشود، می‌شود. چه ترسیده باشی و چه نترسیده باشی. اینطوری می‌شود که از اسارت یک دیو، به اسارت دیو دیگر در می‌آیی. هر دم غل و زنجیرهای گران‌تر بر دست و پای روحت می‌زنند.

در پستوهای متعفن ناشناخته شلاقت می‌زنند. نه! این تو نیستی که روحت را شلاق می‌زنی. دیوهایی هستند که آن بیرون وجود دارند و کلید رهایی از آنها ، این است که راز رهایی را فراگرفته باشی.

بدانی که چطور ترس از دست دادن نداشته باشی. ولی مگر می‌شود که دلبسته باشی و هراسناک نباشی؟

* *‌ *

ترس! ترس از دست دادن، این دیو آشناترین کسان من است. تمام زندگیم را با او زیستم. همینطور همه‌ی عمر تازیانه‌اش پاره پاره‌ام کرده و هنوز دست بردار من نیست.

* *‌ *

تو استاروارز، وقتی آناکین خواب می‌بینه که پادمه داره می‌میره، می‌ره پیش یودا و باهاش حرف می‌زنه و یودا بهش می گه ترس از دست دادن، چیزیه که به سمت تاریک نیرو هدایتت می‌کنه.

وقتی می‌ترسیم چیزی رو از دست بدیم، برای اینکه از دست ندیمش هر کاری می‌کنیم. هر متنی شیطون جلو رومون بذاره؛ بدون اینکه بخونیشم زیرشو امضامی‌کنیم.

* *‌ *

we dream of hope, and one day our dreams will come ture..

I dream of u, and one day you will come...

i keep dreaming of hope...

واسه عوض شدن جو دیوناک اینجا! یه عکس می‌ذارم که خیلی دوستش دارم! البته این عکسو توی یاهو هم گذاشتم ولی گفتم شاید یه وقت یاهو رو نبینید، اونوقت حس خودپرستی من ارضا نمی‌شه..