این روزها من به شدت غرق سیلماریلیون و دنیای آردا شدم! برای اونا که تو باغ نیستن یه توضیح کوچیک بدم.

 

سیلماریلیون نام کتابیست از جی آر آر تالکین. کاری که جناب تالکین کرده‌اند در این کتاب این است که نوعی افسانه‌ی آفرینش جدید خلق کرده‌اند. حدیث پیدایش جهان و مردمان آن سروده و این کار را بسیار بسیار باشکوه و عالی انجام داده است. طوری که حالا می فهمم چرا بعضی از این آرداییست‌ها وسوسه می شوند باور کنند تمام این چیزها اتفاق افتاده و تالکین پیامبری بوده که الهاماتش را نگاشته!

 

خیالتان راحت بنده هنوز به آن مرحله از جنون نرسیدم! (انگ آرداباز بودن هم بهم نمی‌چسبد!)

 

آردا هم نام دنیای خیالی خلق شده توسط تالکین است. جایی که مردمان و دیگر موجودات هوشمند و غیرهوشمند زندگی می‌کردند.

 

اینکه این کتاب یک شاهکار به معنای واقعیست و باید حتمن خوانده شود، امری مسلم است!

 

تالکین سعی کرده دنیایی به کل نوین خلق کند و تا جایی که دانش من اجازه می‌دهد افسانه‌ی خلق شده توسط او با سایر افسانه‌هایی که در این زمینه وجود دارند، وجه اشتراکی ندارد و تمامن ثمره‌ی اندیشه اوست.

 

اما تشبهاتی که آردا با دنیای واقعی ما دارد، بعضی‌ اوقات واقعن وسوسه کننده می‌شوند!

 

مثال می‌زنم.

 

در آردا خداوند را ایلواتار یا ارو می‌خوانند. اوست که سرآغاز هستی است.

 

اما شباهتی که امروز خیلی بهش فکر کردم، شباهت نقش ایلواتار در آردا، با نقش خدا در دنیای ماست.

 

ایلواتار در آردا همانقدر شلغم است که خدا در دنیای ما:دییییی( خدای را صد مرتبه شکر من برگشتم به وادی کفر! همین جا از دوست عزیزم که منو از گمراهی خداپرستی نجات داد تشکر می‌کنم!)

 

یک بابایی به نام ملکور(یعنی دارک لرد ماجرا) یک تنه تمام آردا را به گه می‌کشد و هیچ‌کس هم کاری از دستش ساخته نیست! هر قدر هم سایر آینور( یک چیز تو مایه‌های فرشته فرض کنید!) با او می‌جنگند حاصلی ندارد که ندارد! حضرت ایلواتار هم که عاشق فرزندانش هست، (توجه کنید درست مثل خدای ما که عاشق ماست) آن بالا نشسته و کار سرزمین میانه( همان آردا) را واگذار کرده به دست خود آفریدگانش تا یک تنه با هیولایی مثل ملکور مقابله کنند. و مثلن با اختیار و عشق و ارده و این حرفا بر او پیروز شوند .

 

یک نکته‌ی جالب دیگر اینکه این ملکور از اندیشه‌ی ایلواتار پدید آمده، بنابراین تمام این شر و پلیدی در ایلواتار نیز بوده. نه؟ ( این بحث رو نمیشد روی فروم آکادمی مطرح کرد! اینه که اینجا نوشتم!)

 

پ.ن. درباب اعتقاد به خدا قدری مزاح کردم. من در این زمینه همان بهتر که بودایی باشم. می‌دانید خدایی که بودایی‌ها بهش معتقد هستند یک چیز خیلی کلی و فراگیر است شاید مثل مفهوم فورس در استاروارز( البته این را از سر قیاس می گویم)