دیگه نکن گریه محتاج لبخندم..

در پشت تاریکی رنگ سحر پیداست

از آرزو امشب در قلب من غوغاست...

*‌ *‌ *

استاد در جلسه‌ی مراقبه‌ی جمعی آخر سال گفت، هر آنچه برای دیگران بخواهید، خیرش به سوی شما بازخواهد گشت. گفت هر چه می‌خواهید برای دیگران بخواهید. استاد گفت حتا اگر از خدا مادیات را طلب کنید، بی پاسخ نخواهد بود. اما باید راه طلب کردن را آموخته باشید.

از دوران بسیار دوردست کودکی به این سو، یاد ندارم از خدا مادیات طلب کرده باشم. همیشه گمانم بر این بود که مادیات به دست آوردنی است و نیازی به طلب کردن از خدا ندارد.

استاد گفت دعا کنید. گفت جوهر وجودتان را جاری سازید. عشق را در وجودتان جاری سازید.

استاد گفت: بهترین عیدی که می‌توانید به کسی بدهید عشق است. عشق واقعی و خالص.

*‌ *‌ *

عیدی من برای تو هم، همین عشقم که انگار به هیچ کار نمی‌آید. برای تو که شاید می‌خوانی و شاید هم نمی‌خوانی. مهم نیست.

حرف استاد خوب بود. به دلم نشست. حالا لازم نیست ویترین مغازه‌ها را نگاه کنم و فکر کنم، چرا من برای هیچ‌کس عیدی نمی‌خرم...

*‌ *‌ *

تیکه‌ی بالا تارگت داشت ولی کنجکاوی نفرمایید.!

 

*‌ *‌ *

سال نو به همه مبارک باشه.

آدمهایی که تو زندگی من تاثیر واقعی دارن، کم هستن. انگشت شمارن. ولی آدمهایی که من دوستشون دارم خیلی زیادن. حتا اگه خودشون خبر نداشته باشن.

امیدوارم که همتون سال خیلی خوبی داشته باشیم. امیدوارم که این حرفا در حد حرف نمونن و سال خوبی بشه. واقعن خوب بشه

*‌ *‌ *

مهشید جان ممنون از حضورت، امسال تو نبودی زندگیم خالی‌تر از همیشه می‌بود. خوب بود که بودی و گوش کردی و نصیحت کردی. من کله‌ام اونقدرا هم پر باد نیست!