این پست به علت عدم اعتماد دوستان عزیز من به خودشون معدوم شد!!!!!!! خیلی جالب نیست؟ اینکه دوستان عزیز من جایگاهشون پیش من رو نمی‌دونن و این نوشته رو به خودشون گرفتن؟ حالا حتمن اون یارو تارگت این نوشته اینو بخونه، میگه خدا رو شکر من که نیستم!!!

واقعن که! حرف من از آدمی بود که با چاپلوسی می‌خواد سو‌استفاده کنه و از آدم کار بکشه..عزیزانی که دچار توهم شدن آیا هرگز چنین رفتاری با من کردن؟ اگه کردن که

 shame on you!!!!( این عبارت کپی رایت یکی از بچه هاست:دیی) اگه هم چنین رفتاری نکردن منو دیوانه فرض کردن؟ که چنین تهمتی زده باشم...

اوه خب من قبول می‌کنم بخشی از تقصیر هم مال خودمه..تواین دوره زمونه آدم ها به هم اعتماد ندارن...پشت نقاب دوستی و رفاقت چه‌ها که نمی گذره..من می‌بینم به اسم دوستی چه بلاهایی که ملت سر هم در نمی‌آرن..ولی خدا رو شکر من که دارم روز به روز تارک دنیا تر می‌شم و فقط دو سه نفر واسم موندن که تو دنیای من راه دارن...اون بقیه رو که بیرون هستتند هر چند دوست دارم و هرچند تلاش می‌کنم دری به دنیاشون باز کنم، ولی خب به هر حال ظاهرن از یه حدی نزدیک‌تر نمیان...یا من نمی‌رم نمی‌دونم کدومشه

خدا رو شکر من خیالم راحته با هیچ احد و ناسی دو رو نبودم، اگه از کسی متنفر  بودم هیچوقت ادای دوستی رو در نیاوردم و  اگه هم کسی رو دوست داشتم خودش به انضمام خواجه حافظ شیرازی از مسئله باخبر بودن..من اهل گوشه کنایه نیستم.اگه هم اسم اون بابا رونیاوردم واسه این بود که نمی‌خواستم سرم خراب شه..وگرنه می‌گفتم..

خلاصه اینکه دوستان عزیز من،‌ تعریف و تمجید حالا به هر لحنی که باشه اگه هدفش تعریف باشه و یا حتا اگه هدفش خوش کردن دل کسی باشه اسمش نمی‌شه چاپلوسی..چاپلوس همونه که گفتم..همون پاچه خار که مهران مدیری گفته..اصلن همون خایه مال خودمونه!!!یعنی آدمی که خودشو خوار و ذلیل می‌کنه که به یه جایی برسه..حالا این بابای که من حرفشو زدم بدبخت‌تر از این حرفاست..که دیگه بگذریم ازش....

 مادام که خودمان را منصفانه و بی طرفانه قضاوت می‌کنیم، از قضاوت دیگران هراسی نداریم...