یکی از جملاتی که سردر آکادمی فانتزی چسبانده شده، عبارتیست از انیشتین :دو راه براى زندگى وجود دارد؛ راه اول، زندگى با این تفکر که هیچ معجزه‌اى نیست. راه دوم، با این تفکر که همه‌ی زندگى معجزه است.

یک چیزی هم بردبری گفته توی این تواریخ مریخ.،درباره خوشبختی انسان‌های مریخی و دلیلش. بردبری می‌گوید:آنها خوشبخت بودن چون دست از سوال کردن کشیدند، و به این نتیجه رسیدند که زندگی خودش پاسخ خودش است و به دلیل نیاز ندارد. این هم می‌شود یک چیزی تو مایه‌های همان زندگی سراسر معجزه است،‌یا اینکه خود زندگی یک معجزه است.

(حالا مگه کسی تو مریخ زندگی می‌کنه؟ یا بردبری کیه؟ الان چنین سوالاتی براتون مطرح شده؟ تو مریخ که یحتمل کسی نیست. بردبری هم نویسنده بسیار بسیار کاردرستیه که تواریخ مریخ رو نوشته.در اینباره تو وبلاگ من‌شرقی یه کمی بیشتر بخونید)

خب حالا اینها رو گفتم که به چی برسم؟ به اینکه من فکر می‌کنم، درخت پرتقال یک معجزه است. کاری ندارم به تعریف معجزه و اساسش. نگاه کنید به درخت پرتقال.

ریشه در خاک دارد، و سرش هم چندان بر آسمان نمی‌ساید. ولی مگر جز یک تکه چوب چیز دیگریست؟ البته چوبی‌است که زنده است. و هزاران فرآیند شیمایی در آن انجام می‌شود. ولی این هزاران فرآیند از ارزش معجزه نمی‌کاهند. این درخت، این یک تکه چوب، با خاک و خلی که در ریشه‌هایش چسبیده و با همین هوایی که ما نفس می‌کشیم و با همین نوری که به پوست ما می‌تابد، پرتقال درست می‌کند.! پرتقال! یک میوه خوشرنگ و خوش عطر و خوش طعم. ببینید پرتقال با درخت پرتقال چقدر تفاوت دارد. نه به نظر باورنکردنی نیست که این یک تکه چوب، میوه‌ای به این شگفت‌انگیزی دارد؟ اینهمه رنگ و عطر و بو را با همین خاک و خل بی بو و بی مزه و بی‌رنگ درست می‌کند. حیرت انگیز نیست؟ آنوقت ما بلدیم کارخانه پرتقال سازی راه بیاندازیم؟ می‌توانیم خاک و خل و آفتاب و دی‌اکسید کربن را قاطی کنیم و یک پرتقال خوشگل بسازیم؟ آه بله..از این جملات کلیشه‌ای نفرت انگیز! نه اشتباه نکنید. اصلن حرف از قدرت خالق نیست..حرف از شگفتی‌های طبعیت است. خواه خالقی پشتش ایستاده باشد، خواه نایستاده باشد. مهم نیست..چیزی از شگفتی این موجود کم نمی‌کند.

حالا لابد می‌خواهید بپرسید، چرا پرتقال؟ گیلاس هم همینطور است، خربزه هم همینطور است و ...

کاملن درست است. پرتقال را گفتم، چون من بدجور به این موجود عشق می‌ورزم. گیلاس خوشمزه است، قبول. ولی درخت گیلاس بویی می‌دهد؟ این مرکبات واقعن حیرت‌انگیز هستند. برگ و چوبشان هم معطر است. گلهایشان هم معطر هستند. خود خود درخت. وقتی نزدیک یک درخت پرتقال هستم(یا لیمو یا یک چیزی شبیه به آن) حس می‌کنم،نه حسم بیان کردنی نیست..خیلی عجیب غریب و شگرف است..

پ.ن. خیلی وقت پیش‌ها تو میدون انقلاب کلاس کنکوری می رفتم که توحیاطش چند تا درخت نارنج داشت..حیاطش بزرگ بود و جا واسه دانش‌آموزها نداشت. و من همیشه می‌ترسیدم این باغچه رو که خراب کنن، درختهای نارنج رو از ریشه در میارن..مدتها غصه درختها رو می‌خوردم و آرزو می‌کردم، وقتی اینکارو می‌کنن، من دیگه اونجا نرم...چندین سال بعد گذرم افتاد به اون آموزشگاه. رفتم تو حیاط و دیدم، باغچه رو خراب کردن، اما درختها رو نکنده بودن.دورشون حصار گذاشته بودن و اونا هنوز اونجا بودن. پایین میدون انقلاب، غرق خاک و خل ولی هنوز عطر بهارنارنج ازشون حس می‌شد...