همه ما نیک می دانیم، قدر و منزلت ما در چشم و دل دیگران چه اندازه است. و آنچه که قدر و منزلت ماست، همان است که هست، محکم و تغییر ناپذیراست و بیش از آن را نه باید طلب کرد، و نه باید انتظار داشت، و نه باید آرزومند بود، و اصلن نباید حتا بهش فکر کرد.باید یاد بگیریم که قناعت پیشه کنیم،که به همان ارزشی که نزد دیگران داریم، قانع باشیم و راضی.

بی معرفت کسی است، که نمی‌تواند ما را به اندازه خوبی‌هایی که در حقش کرده‌ایم، قدر نهد.بی‌معرفت کسی است، که نمی‌تواند آنقدری دوستمان داشته باشد، که ما دوستش داریم. که نمی‌تواند، آنقدر که ما برایش خودمان را به آب و آتش زده‌ایم،یادمان کند. و به گفتن عبارت خشک و خالیِ:من به یادت هستم، اکتفا می‌کند.مثلن انگار قرار است من خیلی خوشحال شوم،که فلانی که سالی یکبار هم مرا نمی‌بیند،شب و روز به یاد من است.یا اینکه این به یاد من بودنِ فلانی،خیلی ارزشمند است.خیلی به درد من می‌خورد! 

خب تا حدی قابل درک است. برای همه ما پیش می‌آید، که نمی توانیم کسی را دوست داشته باشیم، و آن یک کسی ما را دوست دارد.پیش می‌آید که یک نفر به دلمان نمی‌نشیند،کاریش نمی‌شود کرد، و آن یک نفر انقدر خاطر ما را می‌خواهد، که همه کار برایمان می‌کند،حتا اگر راضی نباشیم و منعش کنیم. بعضی وقتها واقعن نمی‌شود کاری کرد، و این خود ما هستیم که بی‌معرفت شدیم.

حالا اینش مهم نیست،برحق یا ناحق. وقتی که چنین است، باید قانع بود .من فکر می‌کنم،وقتی کسی نمی‌خواهد که بماند،(حالا مهم نیست درجایگاه رفاقت،یا عاشقی یا هر چیز دیگر) فقط باید به او گفت:به سلامت، و بعد گذاشت که برود.فایده ندارد،نگاه داشتن آدم ها.فایده ندارد، هی مدام به یاد کسی باشیم، مدام سیخش بکنیم که فلانی چرا به یاد من نیستی. که فلانی من دلم برایت تنگ شده، فلانی بیا ببینمت و فلانی هم هی توی رودربایستی گیر بکند، و بگوید:کار و بدبختیه دیگه.خودت که میدونی.به خدا وقت سر خاروندن ندارم. وگرنه من که از خدامه ببینمت....

نه فایده ندارد،شنیدن این عبارات.اصلن نباید شنید. وقتی دیدیم کسی دیگر نیست، رفته انگار که اصلن نبوده.انگار که اصلن دوستش نداشتیم و برایش خیلی کارها نکردیم و بهش تکیه نکردیم..رفته انگار که اصلن نیامده بوده...دیگر فایده ندارد تلاش برای نگه داشتن کسی.باید قانع باشیم..

قانع باشیم به همان که بگویند:به خدا ما به یادت هستیما...

* * *   

خیلی پیش آمده،که از دست کسانی که مرا گذاشته اند و رفته اند، دلگیر بوده ام.خیلی در طول زندگی ام،این دلتنگی و طعم تلخ فراموش شدن و به هیچ انگاشته شدن را چشیده ام. خدا می داند، چقدر از شنیدن این عبارت به یادت هستم، بیزارم .

تازگی ها یاد گرفتم، بگذارم بروند.به سلامت!تنها بودن، و به امید کسی نبودن، هزار بار بهتر از این است که دائم انتظار داشته باشم، یکی باشد. به درک که نیستند و درک نمی‌کنند و فقط وقتی که کارشان گیر می‌افتد،یاد من می‌افتند..من در چند ماهه گذشته،گذاشتم که دو تا از بهترین و قدیمی‌ترین دوستهایم بروند. دلیلش ساده است.  چون دیگر دوست من نبودند.  کسی دوست من است که از حال من ودل من خبر داشته باشد.وقتی دوستی رسید به جملهِ‌ی به یادت هستم،باید در آن دوستی را گل گرفت.نه این از آن مدل ها نیست که گفتم قابل درک است.! این یکی قابل درک نیست اصلن. که یکی دوست من بوده و حالا ناگهان دیگر قدر و منزلتی برایش ندارم. این قابل درک نیست. من به این می گویم .... و به آدم های ... می گویم به سلامت.

پ.ن.:با راهنمایی های اله سار عزیز؛متوجه شدم اون پاپ آپی که روی صفحه باز میشه؛ربطی به این کامیپوتر نداره.من اولش فکر می‌کردم چون این ویروس داره؛اینطوریه.خوب به نظر می‌آد مشکل از ان چت باکس باشه..در صورتی که دیگه پاپ آپ رو نمی‌بینید؛بهم اطلاع بدین..و در صورتی که اون چت باکسه رو دوست داشتین!به من خبر بدین!اگه متقاضی هاش زیاد باشن؛خودم یکی می نویسم میذارم جاش!که پاپ آپ هم نداشته باشه....