نویسنده : Bluestar - ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٥
 

 

نوشته‌ی محمدحسین جهان‌پناه

کارگردان : جیل کنان
تهیه کنندگان: تام هنکس
نویسندگان : جین دوپرو ، کارولین تامسون
ژانر : فانتزی، علمی تخیلی
تاریخ اکران : ۱۰ اکتبر ۲۰۰۸
بازیگران :
تیم رابینز لوریس هاروو
بیل مورای شهردار کول
سووارز رانان لینا می فلیت
هری ترداوی دون هاروو
دیوید ریال سرپرست سازنده‌ها
مارتین لندو سول
لینک در imdb لینک به بیرون
زمان فیلم : 95 دقیقه
کمپانی توزیع کننده: Playtone
داستان: روزی که دنیا به پایان رسید حقیقت زندگی بشری در جعبه‌ای فلزی قرار گرفت٬ قرار شد جعبه تا 200 سال بسته بماند. آخرین دانشمندان بشر شهری در زیر سطح زمین ساختند، شهری به نام امبر٬ جعبه میراث شهرداران شهر بود هر شهردار می‌بایست پس از خود جعبه را به بعدی بسپارد تا پس از 200 سال و باز شدن جعبه شهردار وقت از آن استفاده کند، اما پس از هفتمین شهردار خط سرنوشت گسست٬ جعبه به فراموشی سپرده شد... جعبه در فراموشی باز شد بدون آن که کسی به آن توجه کند.....

بقیه‌ی مطلب را بخوانید...


بر چسب ها: شهر امبر، معرفی فیلم
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Bluestar - ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱۳
 

مروری بر معنای واژه‌ی عامه‌پسند.

موضوع از آن‌جا شروع شد که اخیرن می‌شنوم برخی‌ها سریالِ محبوبِ من که همانا LOST باشد را با الفاظِ نادرست صدا می‌کنند و آن را با سریال‌های کره‌ای مقایسه می‌کنند.

خب سریال LOST عامه‌پسند محسوب می‌شود. حالا سوال این‌جاست که آیا عامه‌پسند بودن یک چیز، حالا می‌خواهد فیلم باشد، یا کتاب، یا مجله یا هر چیز دیگر، دلیل خوب یا بد بودن آن چیز محسوب می‌شود یا خیر؟

پاسخ این است که خیر.

عامه‌پسند بودن یک محصول، ملاکِ سنجشِ خوبی و بدی آن محصول نیست.

معنای کلمه‌ی عامه‌پسند خیلی واضح مشخص است، عامه‌پسند(popular) به چیزی می‌گویند که با سلیقه‌ی اکثریتِ مردم، یعنی عامه‌ی مردم جور باشد، یعنی عامه‌ی مردم آن را می‌پسندند. این چیزی ممکن است خوب باشد، یا متوسط باشد، یا ضعیف باشد.

بگذارید قضیه را با مثال بیشتر باز کنم.

هر کسی سینمایِ هنری اروپا و یا سینمای معناگرای روسیه(تارکوفکسی به خصوص) را نمی‌پسندد. هر کسی حوصله ندارد سه ساعت سولاریسِ تارکوفسکی را تماشا کند، ولی اکثر مردم به راحتی با سینمای به اصطلاح تجاریِ آمریکا کنار می‌آیند و اگر سولاریس تارکوفسکی را حتا نیم ساعت نتوانند تحمل کنند، اما سولاریس سودربرگ را خیلی راحت تا آخر تماشا می‌کنند.

این یعنی که سینمای هنری و سینمای معناگرا، سلیقه‌ی خاص می‌طلبد. اما فیلم‌های درام، اکشن، ماجراجویانه، جنایی و پلیسی را همه دوست دارند. وقتی می‌گوییم همه دوست دارند، یعنی اکثریت جامعه را در نظر گرفتیم و این طوری می‌شود که سینمای هالیوود به طور کلی عامه‌پسند می‌شود. حالا این وسط یک فیلمی مثل فارست‌گامپ یا مثل جنگ‌ستارگان یا بنهور و السید به لحاظ تکنیک‌های سینمایی هم فیلم‌های عالی و خوبی محسوب می‌شوند و یک فیلمی مثل روزاستقلال یا I am legend به لحاظ تکنیک‌های سینمایی هم چیز ضعیفی است و در عین حال همه دوستشان داشتند.

منظور از تکنیک‌های سینمایی عناصری مثل کارگردانی، سناریو، بازی، جلوه‌های ویژه، فضاسازی و هزاران عامل دیگر است.

یک فیلم عامه‌پسند ممکن است در تمام عناصر فوق امتیازهای بالایی به دست آورده باشد و برای ساختش واقعن زحمت کشیده باشند و هزینه و وقت زیادی صرف کرده باشند، حالا اگر یک میلیون نفر این فیلم را دیدن و پسندیدند باعث نمی‌شود این فیلم خز محسوب شود! فیلم مورد نظر ما همچنان به لحاظ کیفی جایگاه بالایی دارد و همچنان عامه‌پسند است. حتا منی که عاشق کارهای تارکوفسکی هستم هم از سینمای هالیوود لذت می‌برم، پس می‌بینید که حتا افرادی که سلیقه‌ی خاص دارند، با اکثریت مردم اشتراکاتی دارند و خیلی راحت از همان چیزهایی لذت می‌برند که عامه‌ی مردم.

و این طوری یک چیزی عامه‌پسند می‌شود.

حالا چرا این کلمه‌ی عامه‌پسند در ذهن بیشتر مردم بد جا افتاده و وقتی می‌شنوند یک چیزی عامه‌پسند است، فرض را بر بی‌ارزش بودن آن چیز می‌گذارند؟

پاسخ این است که چون متاسفانه چیزهای بی‌کیفیت و بد هم عامه‌پسند هستند.

مجلاتی که به زرد محسوب هستند، به لحاظ کار ژورنالیستی و ادبی معمولا ارزشمند نیستند، اما طرفدار دارند.

یک مثال خیلی ساده‌تر، آثار پور*نو* گرافی هم طرفداران زیادی دارند و عامه‌پسند محسوب می‌شوند.

سریال‌های طنز و کمدی که فقط محض سرگرم کردن بیننده ساخته می‌شوند هم عامه‌پسند هستند. البته بحث سر این نیست که صرف سرگرم شدن اشکالی داشته باشد. واقعن هیچ اشکالی ندارد، آدم یک وقتی هم دوست دارد سریال Friends تماشا کند. ولی سریال Friends در وادی کارهای سینمایی خیلی ارزشمند نیست، شش نفر آدم و دو تا لوکشین کل این سریال هفت سیزنی را تشکیل می‌دهد و خب اگرچه اکثر مردم دوستش دارند، ولی کسانی هم هستند که حال نمی‌کنند هفت سیزن خاله‌زنک بازی تماشا کنند. این‌جاست که سریال Friends اگرچه عامه‌پسند و مطرح است، اما کار قوی‌ای محسوب نمی‌شود(نظر شخصیِ بنده)

(من مثال خارجی زدم چون اصولن در سینمای ایران هیچ تخصصی ندارم! من سینمای کشورم را نمی‌پسندم و حال و حوصله‌ی جرو بحث در این باره را ندارم و ترجیح می‌دم فرندز تماشا کنم تا فلان فیلم ایرانی را که شش تا جایزه هم برده!)

اما یک سریال مثل LOST را نمی‌شود با فرندز یا سریال‌های کره‌ای مقایسه کرد. سریال LOST به لحاظ تکنیک‌های سینمایی یک کار ارزشمند و قوی محسوب می‌شود.

فضاپردازی: فرندز را مثال زدم که کل هفت سیزنش دو تا لوکشین بیشتر ندارد(یکی آپارتمان رفقا و یکی هم آن باری که توش دور هم جمع می‌شوند) در سریال لاست گذشته بر محیط جزیره که خیلی خوب کار شده تا واقعی به نظر برسد، ما لوکشین‌های بسیاری را می‌بینیم که در کشورهای مختلف هستند. این یعنی که برای ساختِ این سریال زحمت کشیده‌اند و وقت صرف کردند.

شخصیت‌پردازی: کاراکترهای فیلم خیلی زیاد هستند و در عین حال تمام‌شان پرداخت شده‌اند و متمایز از یکدیگر هستند. تمام کاراکترها شخصیت دارند، گذشته دارند، خلقیات و روحیات متفاوت دارند و هیچ‌کدام مصنوعی و کلیشه‌ای و باورنکردنی نیستند.

تم: تم غالب سریال LOST درام است که تمی عامه‌پسند محسوب می‌شود، ولی دارم فیلم خیلی عالی پرداخت شده، کشمکش‌های درونیِ کاراکترها و روابط‌شان با یکدیگر خیلی خوب درآمده. کارگردان فیلم جی جی آبرامز یک بار درباره‌ی این سریال گفت، این آدم‌ها هر کدام درون خودشان گم شده‌اند(اشاره به اسم سریال که LOST است) و این سرگشتگی و گم‌شدن کاراکترها داخل خودشان چیزی است که به بهترین شکل ممکن پرداخت شده.

جلوه‌های ویژه: اگرچه سریال‌ها معمولن بودجه‌ای محدود دارند و جلوه‌های ویژه در آن‌ها خوب از کار درنمی‌آید ولی در این سریال روی جلوه‌های ویژه خیلی خوب کار شده و هیچ‌کدام از صحنه‌های آن خنده‌دار و مضحک نیست(اتفاقی که در خیلی از سریال‌ها میافتد)

پلات: پلات سریال به نظر من اوج شاهکار آن محسوب می‌شود. نویسندگان و کارگردان این سری آن قدر زرنگ بودند که داستانی بنویسند که برای اقشار مختلفِ سلیقه‌های مردم یک چیزی داشته باشد. درام، اکشن، متافیزیک، علمی‌تخیلی و...

 

خلاصه‌ی کلام این که اگر یک اثری را اکثر مردم دنیا دوست داشتند، نمی‌شود آن را با مجلات زردرنگ و پو*ر*نو گرافی مقایسه کرد، شاید سازندگانش آن قدر زرنگ بوده‌اند که چیزی بسازند که برای تمام سلیقه‌ها یک چیزی داشته باشد.

سریال گمشدگان همچون محصولی است و قطعن سریالی که سه بار جایزه‌ی گلدن‌گلوب را گرفته قابل مقایسه با اوتوچی چی چی مونگا(این یک اسم من درآوردی است) نیست!

 

این را هم بگویم که من به طرفداران سریال‌های کره‌ای توهین نمی‌کنم، آن‌ها طرفداران خودشان را دارند، منتها من در تحقیقات و مشاهداتم به این نتیجه رسیدم که این آثار متاسفانه حرفی برای گفتن ندارند  و در حد همان سرگرم کردن کار می‌کنند که خب سرگرم شدن هم چیز بدی نیست، خیلی‌ها دوست دارند برای سرگرم شدن فرندز تماشا کنند، خیلی‌ها هم سریال کره‌ای.

 


بر چسب ها: lost، عامه‌پسند
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Bluestar - ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٠
 

چندی پیش دویست‌امین سالگرد تولد ادگار آلن پو بود. سالگرد تولد ادگار آلن پو یکی از آن شب‌هاییست که مردم دست به کارهای عجیب و غریب می‌زنند، ردای سیاه می‌پوشند و در خیابان‌ها می‌چرخند، روی گور اون گل رز و شراب می‌گذارند و به مناظره می‌پردازند. البته منظور از مردم، مردم شهر زادگاهش و شهرهاییست که او در آن‌ها زندگی کرده.

ادگار آلن‌پو در سال 1809 میلادی در بوستون ماساچوستِ ایالاتِ متحده به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانیِ نسبتا خوبی داشت، اگرچه پدرش خیلی زود درگذشت، ولی پدرخوانده‌ی ثروتمندی داشت و اوضاعش بد نبود، اما پس از رفتن به دانشگاه ویرجینا و خدمتِ کوتاهی در ارتش از آن‌ها جدا شد و دوران تیره‌روزی‌اش شروع شد.

شارل بودلر نویسند و منتقد فرانسوی، در مقدمه‌ای که بر مجموعه‌ای از آثار پو نوشته، درباره‌ی او چنین می‌گوید:

«روی چین و چروک پیشانی‌اش کلماتِ فلک‌زده نوشته شده بود.»

و در ادامه می‌گوید او هم از همان دسته نوابغی بود که بیچارگی و رنج تمام زندگی‌اش را در برگرفته بود.

هر چند که پو زندگی کوتاهی داشت.

پو را یکی از بنیان‌گذارانِ داستانِ کوتاه می‌دانند، او را همچنین بنیان‌گذار سبکِ داستان‌نویسی کارآگای نیز می‌دانند و نوشته‌های کسانی مثل سر آرتور کانون‌دایل را که بعدها در این سبک به شهرت رسیدند، تا حدی متاثر از نوشته‌های او می‌دانند. او از اولین کسانی بود که در آمریکا تلاش کرد تنها از راه نوشتن زندگی‌اش را بگذارند و به کار نویسندگی به چشم یک حرفه نگاه کند.

پو در چندین و چند مجله مشغول به کار شد و به خاطر کار میان شهرهای بالتیمور، فیلادلفیا و نیویورک در رفت و آمد بود.

او در ادبیات نبوغ داشت و مقالات و اشعار و داستان‌های کوتاهی سرشار از خلاقیت می‌نوشت، ولی این آثار اغلب پذیرفته نمی‌شدند، برخی مجلات به این دلیل که سطح کارش بالاتر از حد معمول است، کارش را نپذیرفتند و برخی دیگر به دلیل سبک نامتعارفش. پو زمانی شروع به نوشتن کرد که هنوز جیمزجویس و بورخس و همینگوی پا به عرصه‌ی ادبیات نگذاشته بودند.

او از آن دسته آدم‌ها بود که زیاد فکر می‌کنند و این دنیا برایشان جای تنگی است و به همین دلیل هم متاسفانه به مشروبات الکلی پناه برده و همین دلیل محکمی شد برای جامعه‌ی متعصبِ آن روز آمریکا تا مهر فساد اخلاق بر او بزنند و از همین رهگذر آثارش را هم نادیده بگیرند.

او با دخترعموی سیزده ساله‌اش ازدواج کرد که خیلی هم دوستش داشت، اما همسرش خیلی زود بر اثر ابتلا به بیماری سل درگذشت و این هم شد ضربه‌ای مهلک بر روح  و روان ناخوشِ ادگار آلن پو.

در هفت اکتبر 1849 در شهر بالتیمور، صبح‌دم جنازه‌اش را روی سنگفرش‌ خیابان پیدا کردند، کسی از دلیل واقعی مرگش با خبر نشد. اما این احتمالات وجود داشت: سکته‌ی مغزی،نارسایی قلبی، زیاده‌روی در مصرف مشروب و...

از او تعدادی داستان کوتاه و شعر و مقاله بر جای مانده است.

بعدها برخی از آثار او را شبیه به داستان‌های علمی‌تخیلی دانستند،گونه‌ای ادبی که خیلی بعد از دوران پو به اوج خودش رسید. بیشتر آثار پو سبکی گوتیک دارند. گوتیک سبکی است که عناصر رومنس و وحشت را با هم دارد و این دقیقن بهترین توصیف برای نوشته‌های پو است.

فضای داستان‌های پو، معمولا فضایی وهم‌آلود و تاریک است. دغدغه‌ی پو در بیشتر نوشته‌هایش مرگ بوده، مرگ و آن‌چه پس از آن رخ می‌دهد. نه آن مرگی که در نوشته‌های براتیگان می‌بینیم،  مرگی که در نوشته‌های براتیگان است، همان مرگی است که همه می‌شناسند، اما پو در داستان‌هایش با چهره‌ی فانتزی و گوتیک مرگ بازی کرده، با ارواح، با فرشته‌ی مرگ، با دنیاهای تاریک و وهم آلودِ پس از مرگ.

در نوشته‌هایش گاه دم از عشق می‌زند و در همان حال، ارواح درکمین هستند.

داستان‌های پو شاد و سرحال نیستند، در همه‌شان غم و اندوه موج می‌زند، غم و اندوه نویسنده.

این مجموعه‌ داستان‌ها از ادگار آلن پو به زبان فارسی منتشر شده.

 

1-نقاب مرگ سرخ و هجده قصه دیگر است، به ترجمه‌ی کاوه باسمنجی و نشر روزنه‌کار(احتمالن با اون روزنه فرق داره)

2-هفت داستان از ادگار آلن‌پو، نشر شهر خورشید

3-گربه‌ی سیاه و داستان‌های دیگر، نشر مرکز

4- یک کتاب با مقدمه‌ی شارل بودلر که چون الان دستم نیست اسم ناشر و مترجم یادم نیست و چون قبل از سال 81 منتشر شده توی بانک اطلاعات کتاب هم نیست

5- یک گزیده از اشعار پو به اسم کلاغ از نشر ماه‌ریز

برای دیدن فهرستِ موجود در بانک کتاب این‌جا رو کلیک کنید.

 

مجموعه‌ی کامل داستان‌ها نوشته‌های پو(به انگلیسی)

داشتم در اشعار پو می‌گشتم که یکی را برای جلسه‌ی پرشین بلاگ که به همین مناسب برگزار می‌شد، ترجمه کنم. البته نه که من این کاره باشم، بلکه گاهی اوقات دوست دارم فکر کنم شاید یک زمانی این کار شدم!!!:دی

نام اشعار برایم خیلی جالب بودند، در حالی که نام شعر مثلن بودdream یا dreamland خود شعر باز درباره‌ی مرگ بود و شبِ وهم.

یکی از اشعارش به نام dreamland را انتخاب کردم. حال و هوای این شعر نمونه‌ایست از حال و هوای آثار پو، کم و کاستِ ترجمه را به بزرگی خودتان ببخشید:

 

از مسیری تیره و تنها

که فرشتگانِ بدخو تسخیرش کرده‌اند

و در آن مکانی که شبحی به نام شب

بر سریر تاریکش در اوج حکمروایی می‌کند

به این سرزمین‌ها رسیدم

از منتها الیه سرزمین‌های شمالی

از سرزمینی غریب و وحشی  فراسوی زمان و مکان

 

 

دره‌های بی‌انتها،رودهای طغیان‌گر

شکاف‌ها و غارها و جنگل‌های تیتان‌ها

با اشکالی که در تصور آدمی نمی‌گنجد

چون شبنم و ژاله از هر سو جاریست

کوهستانی‌هایی که تا بی‌نهایت دریا را در بر گرفته‌اند

دریاهایی بدون ساحل

دریاهایی که بی‌آرام می‌خروشند

و به آسمان‌هایی آتشین سرمی‌سایند

دریاچه‌هایی که تا بی‌نهایت گسترش یافته‌اند

آب‌هایشان تنها، تنها و مرده

آب‌های راکدشان، راکد و سرد

با برف‌دانه‌های نیلوفرِ آرمیده

 

 

نار دریاچه‌هایی که چنین گسترش یافته‌اند

آب‌هایشان تنها، تنها و مرده

آب‌هایشان غمگین، غمگین و سرد

با برف‌دانه‌های نیلوفر آرمیده

 

 

 

 

کنار کوهساران، نزدیک رودخانه

رودخانه‌هایی که به آرامی زمزمه می‌کند، زمزمه‌ای ابدی

کنار درختان خاکستری، کنار مرداب

 همان‌جا که   وزغ و سمندرمنزل کرده‌اند

  کنار  آبگیرهای و برکه‌های دلتنگ

 همان‌جا که  دیوان منزل دارند

هر منزلگاهی نامقدس است

هر گوشه‌ای سودا زده..

 

 

آن‌جاست که مسافر وحشت را ملاقات می‌کند

خاطراتِ پنهان گذشته را

پیکرهایی کفن‌پوش را که به راه میافتند و آه کشان از کنار شخص آوارده می‌گذرند

پیکرهای دوستانی هستند که مدت‌هاست با درد و رنج به زمین سپرده شده‌اند،

به بهشت

 

 

بر قلب‌هایی که اندوهشان بسیار است

این‌جا مکانی با صفا و تسکنی دهنده است

برای ارواحی در که در سایه‌ها می‌گذرند

این‌جا، آه این‌جا خود الدورادو است.

اما مسافر، مسافری که از آن می‌گذرد

حتا جرات نمی‌کند درست تماشایش کند

رازهای این مکان هرگز برملا نمی‌شوند

برای چشمانِ ضعیف آدمی بسته هستند

چنین است میل پادشاه این‌جا

که رازهایش سر به مهر باقی بمانند

پس روح غمگینی که از این مکان می‌گذرد

درمیابدش، اما از پشت شیشه‌های تیره

 

 

 

 

از مسیری تیره و تنها

که فرشتگانِ بدخو تسخیرش کرده‌اند

و در آن مکانی که شبحی به نام شب

بر سریر تاریکش در اوج حکمروایی می‌کند

به این سرزمین‌ها رسیدم

از منتها الیه سرزمین‌های شمالی

از سرزمینی غریب و وحشی  فراسوی زمان و مکان

 

 

 

 

 


نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Bluestar - ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٧
 

ویرایش شده، آقای محمد حاج‌زمان زحمت کشیدند و لیستی رو که من درآورده بودم، اصلاح کردند، خیلی جاها من اطلاع دقیق از مترجم و ناشر نداشتم و یا حتا نوشتم که ترجمه نشده، در حالی که شده بوده، از ایشون تشکر می‌کنم، لیست آپدیت شده رو بخونید.

خبر گزاریِ آنلاین گاردین فهرستی از 1000 رمانِ علمی‌تخیلی و فانتزی تهیه کرده که همه باید بخوانند!

البته این عنوان  b1000 novels everyone must read خودش یک جور فانتزی به حساب می‌آد، تعداد آدم‌هایی که در طول زندگی‌شون هزار تا کتاب بخونن، به نظرم اون قدر کم باشه که اصلن نمی‌شه به حساب آوردشون حالا چه برسه به این که بخوان هزار تا رمان علمی‌تخیلی و فانتزی بخونن. به هرحال این فهرستیه که خبرگزاریِ گاردین تهیه کرده.

توی خودِ صفحه‌ی خبرگزاری برای هر کتاب، یک پاراگراف توضیحِ کلی هم نوشته، که اگر واقعن علاقه‌مند باشین، می‌تونین خلاصه‌ها رو بخونید و تصمیم بگیرید.
از اون‌جا که لیست خیلی بلند بالاست، من یک گلچین کوچولو ازش می‌ذارم که بهترین آثار این منتخب رو تشکیل می‌دن و اونا که ترجمه‌ی فارسی دارند رو های‌لایت می‌کنم. از برخی نویسنده‌ها روی سایتِ ماداستان کوتاه هست، که لینک دادم و برخی از کتاب‌های معروف هم معرفی و مقاله دارن، که به اون‌ها هم لینک دادم.




Douglas Adams - The Hitchhiker's Guide to the Galaxy (1979)
راهنمای مسافران مجانیِ کهکشان، ترجمه‌ی آقای فرزاد فربد، نشر پنجره

Isaac Asimov - Foundation (1951)
یک مجموعه‌ی هفت‌جلدی نشر بنیاد و شقایق


Paul Auster - In the Country of Lost Things (1987)

کشور آخرین ها - خجسته کیهان - افق - 1381


JG Ballard - The Drowned World (1962)
JG Ballard - Crash (1973)
JG Ballard - Millennium People (2003)
این سه تا ترجمه نشده‌اند ولی از بالارد یک کتاب داریم به اسم برج که ترجمه شده،  معرفی‌اش رو این‌جا بخونید.

Stephen Baxter - The Time Ships (1995)
ترجمه نشده ولی به جاش می‌تونید داستان کوتاهِ معدنِ جاذبه رو این‌جا بخونید.

Mikhail Bulgakov - The Master and Margarita (1966)
مرشد و مارگریتا، نشر مرکز

Anthony Burgess - A Clockwork Orange (1960)

پرتقال کوکی - پری رخ هاشمی - تمندر - 1381

 استانلی کوبریک فیلمی به همین اسم از روش ساخته که خیلی هم معروفه
Edgar Rice Burroughs - A Princess of Mars (1912)
ترجمه نشده، ولی اثر معروف و زیباست


Italo Calvino - The Baron In the Trees (1957)
بارون درخت نشین، ترجمه شده و توی بازار هم هست.


Lewis Carroll - Alice's Adventures in Wonderland (1865)

 

آلیس در سرزمین عجایب - در نسخه های مختلف و متعدد زیر 20 صفحه ای برای کودکان چاپ شده، ولی سه تا ترجمه معروف و به درد بخور داره:

سعید درودی - بهزاد - 1373

زویا پیرزاد - مرکز - 1379

اح‍م‍د پ‍ن‍اه‍ی‌ خ‍راس‍ان‍ی - باربد - 1371



Arthur C Clarke - Childhood's End (1953)
پایان طفولیت ترجمه هم شده ولی احتمالن نایاب باشه و فقط تو دسته دوم فروشی‌ها پیدا بشه.

این کتاب به دو اسم ترجمه شده:

پایان طفولیت: رسول وطن دوست - سپهر - 1362 (شدیدا نایاب)

به اسم پایان کودکی - جهانگیر بیگلری - چکامه - 1363 (یک مقدار کمتر به شدت نایاب!!)



Philip K Dick - Do Androids Dream of Electric Sheep? (1968)
آیا آدم مصنوعی‌ها خوابِ گوسفندِ برقی می‌بینند؟ ترجمه شده  و نشر مطالعاتِ زنان منتشرش کرده و الان هم توی بازار هست. معرفی کتاب رو این‌جا بخونید.
این هم سه تا داستانِ کوتاهِ دیگه از فیلیپ کی دیک که همین‌جا می‌تونید بخونید.

Umberto Eco - Foucault's Pendulum (1968)
این ترجمه نشده ولی بائودولینو به ترجمه‌ی آقای علیزاده از نشر روزنه منتشر شده.


آونگ فوکو در حال حاضر توسط آقای علیزاده در حل ترجمه هست و ایشون امیدوار هستند سال بعد به چاپ برسه.

William Gibson - Neuromancer (1984)
ترجمه نشده، ولی یکی از مطرح‌ترین آثارِ این گونه‌ی ادبی محسوب می‌شه.


Joe Haldeman - The Forever War (1974)
این ترجمه نشده، ولی به جاش داستانِ کوتاهِ «هیچ‌کس آن‌قدرها کور نیست» از همین نویسنده را بخوانید.

Robert A Heinlein - Stranger in a Strange Land (1961)
این کتاب پرفروش‌ترین کتابِ علمی‌تخیلی بوده و متاسفانه ترجمه نشده و قابل ترجمه هم نیست، ولی به جاش این دو تا داستانِ کوتاه رو پیشنهاد می‌دم که فوق‌العاده هستند و هر کس خونده، پوکیده!:دی
همه‌ی شما زامبی‌ها
Frank Herbert - Dune (1965)
ترجمه نشده ولی این هم به شدت اثر مطرح و معروفیه، توی ادبیات علمی با ارباب‌حلقه‌ها مقایسه‌اش می‌کنن. مقاله‌ای درباره‌ی این اثر بخوانید.
Hermann Hesse - The Glass Bead Game (1943)
این اثر به نظر من نه فانتزی و نه علمی تخیلی، بیشتر سوررئاله ولی بسیار بسیار خوبه، به اسم بازی مهره‌ی شیشه‌ای منتشر شده و توی بازار هم هست.

Aldous Huxley - Brave New World (1932
)
دنیای قشنگِ نو ترجمه شده و هنوز هم توی دسته  دو فروشی‌ها پیدا می‌شه.

این کتاب هم دو تا ترجمه داره:

دنیای قشنگ نو - سعید حمیدیان (ویراست صالح حسینی) - نیلوفر - 1378

دنیای شگفت انگیز نو - حشمت الله صباغی - کارگاه هنر - 1366



Franz Kafka - The Trial (1925)
این اثر هم ته مایه‌های سوررئالیستی داره و به اسم محکمه ترجمه و منتشر شده.

Stephen King - The Shining (1977)
درخشش ترجمه شده و علاوه بر اون تعداد دیگه‌ای از آثار استفن کینگ هم ترجمه شده‌اند.

درخشش - بهنام دیانی - البرز - 1378

Ursula Le Guin - The Earthsea series (1968-1990)
همین پارسال نشر قدیانی همه‌ی سری دریازمین رو با ترجمه‌ی آقای اسماعیلیان منتشر کرد.

Stanislaw Lem - Solaris (1961)
سولاریس هم ترجمه و منتشر شده و توی نمایشگاه کتاب اگر سراغ ناشرش برید هنوز چند تایی داره، ناشرش، نشر مینا هست و مترجم آقای صادق مظفرزاده.

Doris Lessing - Memoirs of a Survivor (1974)
این که فکر نکنم ترجمه شده باشه ولی چند تایی داستان کوتاه توی سایت دیباچه می‌تونید از این نویسنده پیدا کنید.

C S Lewis - The Chronicles of Narnia (1950-56)
نارنیا ترجمه شده و اگر اشتباه نکنم نشر کاروان و یک نشر دیگه منتشرش کردند.

این سری سه ترجمه قابل تأمل داره:

نارنیا - پیمان اسماعیلیان - نشر قدیانی - 1386

نارنیا - ام‍ی‍د اق‍ت‍داری‌، م‍ن‍وچ‍ه‍ر ک‍ری‍م‌زاده - هرمس (کیمیا) - 1379

نارنیا - آرش حجازی - کاروان - 1385



Haruki Murakami - The Wind-up Bird Chronicle (1995)
این فکر نکنم منتشر شده باشه، ولی کافکا در ساحل رو نشر کاروان با ترجمه‌ی خانم گرکانی از همین نویسنده منتشر کشده.

Larry Niven - Ringworld (1970)
ترجمه نشده ولی به خوندنش میارزه.

Terry Pratchett - The Discworld series (1983-)
تا حالا ترجمه نشده ولی یکی از کتاب‌های بسیار معروفِ تری پرچت رو به زودی می‌تونید توی آکادمی فانتزی بخونید. از این نویسنده کتاب یک کلاه پر از آسمان با ترجمه‌ی خانم فروغ فرشاد منتشر شده.

Philip Pullman - His Dark Materials (1995-2000)
نیروی اهریمنی‌اش رو نشر پنجره با ترجمه‌ی آقای فرزاد فربد منتشر کرده.

JK Rowling - Harry Potter and the Philosopher's Stone (1997)
این رو که حتمن همه می‌شناسند دیگه، هری پاتر ترجمه‌ی خانم ویدا اسلامیه و چاپ شده توسط نشر تندیس.

Mary Shelley - Frankenstein (1818)
مطمئن نیستم ترجمه شده باشه یا نه، ولی فرانکشتاینه دیگه! ترجمه شده!

فرانکشتاین - محسن سلیمانی - قدیانی - 1386

فرانکشتاین (متن کوتاه شده) - جعفر مدرس صادقی - مرکز - 1385


Dan Simmons - Hyperion (1989)
ترجمه نشده ولی دن سیمونز یکی از علمی‌تخیلی نویسنانِ نوینه که واقعن آثارش زیبا هستند و ارزش ادبی دارند. معرفیِ ایلیوم یکی از مطرح‌ترین آثار این نویسنده را بخوانید.

JRR Tolkien - The Hobbit (1937)
هابیت ترجمه‌ی آقای علیزاده و نشر روزنه منتشرش کرده.

هابیت پنج تا ترجمه داره:

هابیت، یا، آنجا وبازگشت دوباره - رضا علیزاده - روزنه - 1385

هابیت - فرزاد فرد - کتاب پنجره - 1381

هابیت - شاهده سعیدی - چشمه (ونوشه) - 1381

هابیت: آنجا و بازگشت دوباره - پریا آقاسی بیگ - فروغ قلم - 1381

هابیت ها، یا رفت و بازگشت از سفر - ماه منیر فتحی - فروغ آزادی -

1381

مسلمن ترجمه‌ی آقای علیزاده توصیه می‌شه.


JRR Tolkien - The Lord of the Rings (1954-55)
مثل بالایی.

Kurt Vonnegut - Sirens of Titan (1959)
از ونه‌گوت خیلی کتاب ترجمه و چاپ شده، ولی این نه. سلاخ‌خانه‌ی شماره‌ی پنج، گهواره‌ی گربه، مجمع‌الجزایر گالاپاگوس، شب مادر، اسلپ استیک و مرد بی‌وطن در بازار هستند و می‌شه خریدشون.
این دو تا داستان هم توی سایت ما هستند.


HG Wells - The Time Machine (1895)
 

ماشین زمان - فرید جواهرکلام - شرکت انتشارات علمی و فرهنگی - 1384

ماشین زمان - علی فاطمیان - نشر چشم انداز (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) - 1379

ماشین زمان - محمد دانش - هرمس - 1383

ماشین زمان - علی الستی - بهجت - 1383



Gene Wolfe - The Book of the New Sun (1980-83)
این که ترجمه نشده ولی این دو تا داستان کوتاه رو ما داریم:

بر چسب ها: ادبیات، مقاله
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Bluestar - ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٤
 

با سلام

وب‌گاه آکادمی فانتزی، مرجع هوادارنِ ادبیاتِ علمی‌تخیلی و فانتزی است. برای آشنایی با این نوع ادبیات و خواندن داستان‌ها و مقالاتی از این گونه‌ی ادبی به خودِ وب‌گاه مراجعه کنید.

وب‌گاه آکادمی فانتزی در راستای گسترش این گونه‌ی ادبی، هر سال یک مسابقه‌ی داستان نویسی برگزار می‌کند، داستان‌ها توسط اساتیدِ شناخته شده‌ی ادبیاتِ ایران داوری می‌شوند و برندگان در جشنواره‌ای معرفی می‌شوند و جوایز خود را دریافت می‌کنند.

 

در این وبلاگ سعی می‌کنم آکادمی فانتزی را با پست‌های مختلف معرفی کنم و از طرفی اخبار سایت را در این‌جا قرار بدم.

در حال حاضر مهم‌ترین خبر سایت، فراخوان چهارمین دوره‌ی مسابقه‌ی داستان‌نویسیِ علمی‌تخیلی و فانتزی است.

گروه ادبی «آکادمی فانتزی» (مرجع هواداران ادبیات علمی‌تخیلی و فانتزی) در ادامه‌ی سنت چند ساله‌ی خود، در نظر دارد در سال جاری هم مسابقه‌ی داستان‌نویسی علمی‌تخیلی و فانتزی خود را بر پا کند.
این مسابقه در سال ۱۳۸۷ خورشیدی برای چهارمین سال پیاپی برگزار می‌شود. پیشینه‌ی این مسابقه‌ی به این شرح است: برگزاری دوره‌ی اول در سال ۸۴ با ۲۷ داستان از ۲۳ نویسنده و دوره‌ی دوم در سال ۸۵ با ۴۳ داستان از ۳۰ نویسنده در بخش اصلی و ۱۹ داستان در بخش جانبی ادبیات هواداری (فن‌فیکشن) و در سال سوم با ۱۱۳ اثر از ۴۲ نویسنده که مراسم آن به تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۸۷ در «سرای اهل قلم» برگزار شد.
همچنین همانند سال‌های گذشته آکادمی فانتزی در مراسم پایانی جوایزی به ناشر، مترجم، نویسنده و مروج برتر علمی‌تخیلی و فانتزی در سال جاری هم تقدیم خواهد کرد. بخش مروج برتر علمی‌تخیلی و فانتزی از دوره‌ی سوم به این جایزه‌ی ادبی افزوده شده‌است.
رویکرد آکادمی فانتزی از نخستین روز تأسیس، گسترش و شناساندن ادبیات علمی‌تخیلی و فانتزی (Science Fiction & Fantasy) بوده‌است. از همین رو با فراخواندن تمامی علاقه‌مندان ادبیات علمی-تخیلی و فانتزی به شرکت در این مسابقه، بر آن است تا در راستای تولید محتوای ع.ت.ف. به زبان فارسی گامی مؤثر بردارد. چهارمین مسابقه‌ی داستان‌نویسی علمی‌تخیلی در مراحلی به شرح زیر برگزار می‌شود:

۱- ارسال آثار تا تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ خورشیدی

۲- بازخوانی آثار

۳- انتخاب آثار برگزیده

۴- مراسم اعطای جوایز

تاریخ‌های مربوطه در اطلاعیه‌های آتی به‌روز خواهند شد.


۱- موضوع آثار آزاد است، اما باید حتماً در حیطه‌ی داستان‌های فانتزی و علمی‌تخیلی یا به صورت تلفیقی از این دو نوشته شده باشد.
تبصره‌ی ۱: تعریف داستان فانتزی از نظر آکادمی فانتزی به این قرار است: اثری فانتزی است که حداقل یکی و یا بیشتر از مضامین اصلی یک اثر فانتزی (جادو، ماورالطبیعه، نبرد سنتی خیر علیه شر و موجودات جادویی) را داشته باشد.
تبصره‌ی ۲: علمی‌تخیلی ژانری است که در آن به بررسی تأثیر نظرات علمی و پیشرفت علم و فن‌آوری، طرح نظریه‌های علمی ثابت نشده و ارایه‌ی پیش‌بینی‌هایی از آینده و پیشرفت آتی علم و فن‌آوری در قالب داستان و نیز داستان سرایی درباره حیات فرازمینی و موجودات بیگانه پرداخته می‌شود.
۲- آثار نباید فن‌فیکشنی از داستان‌های دیگر باشد.
تبصره: فن‌فیکشن یا داستان‌ نوشته شده توسط هوادارانِ یک اثر، یعنی استفاده تمام و یا قسمتی از شخصیت‌ها، فضا و ماجرای یک اثر منتشر شده‌ی دیگر.
۳- هر اثر باید حداکثر پانزده‌هزار کلمه باشد. برای نگارش داستان‌ها حداقلی وجود ندارد، اما توجه فرمایید که آثار مینی‌مالیستی (چندکلمه‌ای) قابل قبول نیستند.
۴- آثار ارسالی تنها در قالب فایل doc مورد قبول هستند. دقت کنید که رعایت شیوه و اصول نگارش مطمئناً در ملاک سنجش هیأت‌داوران تأثیرگذار خواهد بود.
۵- حداکثر زمان ارسال آثار تا ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ خورشیدی است. لطفاً توجه فرمایید آثاری که بعد از این تاریخ ارسال شوند بررسی نخواهند شد.
۶- هر نویسنده می‌تواند حداکثر تا پنج اثر خود را در مسابقه شرکت دهد.
۷- ارایه‌ی نام‌ و نام‌خانوادگی و پست الکترونیکی معتبر در هنگام ارسال آثار توسط نویسنده الزامی بوده و بدیهی است آثاری که بدون نام ارسال شوند، مورد بررسی قرار نخواهند گرفت.
۸- آثار خود را می‌توانید از طریق آدرس پست الکترونیکcontest87@fantasy.ir ارسال فرمایید. این آدرس فقط در دوران برگزاری مسابقه معتبر بوده و ارسال به آن به منزله‌ی شرکت در مسابقه‌است.

پیوست:
۱- آثار ارسال شده تا روز اعلام نتایج تنها توسط دبیر مسابقه و هیأت داوران قابل مشاهده خواهند بود. آثار راه یافته به مرحله‌ی پایانی بعد از اعلام نتایج و اهدای جوایز در سایت در معرض بازدید عموم قرار خواهند گرفت.
۲- لطفاً توجه فرمایید ارسال آثار برای سایت، به منزله‌ی مجوز نشر الکترونیک آثار توسط سایت و به نام خود شما خواهد بود.
۳- اسامی داوران و زمان اعلام نتایج متعاقباً به اطلاع علاقمندان خواهد رسید.
۴- جوایز مسابقه متعاقباً در اطلاعیه‌های بعدی اعلام خواهند شد.

 

لینک صفحه‌ی ثابت مسابقه در وب‌گاه آکادمی فانتزی

 

آرشیو داستان‌های فانتزیِ ترجمه شده

آرشیو داستان‌های علمی‌تخیلی ترجمه شده

آرشیو داستان‌های علمی‌تخیلی و فانتزی، نوشته شده توسط نویسندگان ایرانی


نظرات ()