نویسنده : Bluestar - ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۱
 

نخستين سفرم باز آمدن بود..در سرزمينی بی بهار و بی پرنده..

********************************************

بهار که از سرزمين هامان رفته..حتی از دلهامان..نه جرات ندارم به آن فکر کنم که از دلهای همه مان رفته باشد..

پرندگان هم می ميرند...دسته دسته..فوج فوج..کنار تمام آبها...

قوها ميميرند...قوی زيبا در آغوش دريا می ميرد...

جايی خواندم قو ها امضای خداوند بر پای نقاشی خلقت هستند...قو ها می ميرند....انگار که اينهم مجازات ماست..

حالا ديگر در اين دنيای غم انگيز بايد سوگوار مرگ پرنده ها هم باشيم...دنيا سنگلاخی ميشود مرده..بی بهار و بی پرنده....باز هم شما بگوييد اميدوار باش....

از مخلوقات اين جهان پرنده ها را عاشقانه دوست ميدارم...و مرگ آنها هم اندوهی باز بزرگ بر شانه من

 

پ.ن.از گذاشتن کامنتهايی با مضمون آدمها ميميرن گير دادی به پرنده ها خودداری کنيد..اين مطلب صرفا همينه که هست و هيچ قياسی در کار نبوده..پرنده ها هم موجودات زنده و آفريده خدا هستند و مرگشون دردناک..

پ.ن.کامنت شما نشانه شعور شما ؛شخصيت شما و خانواده شماست


بر چسب ها:
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Bluestar - ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٩/٢٥
 

آرتور سی کلارک کتابی دارد به نام پایان طفولیت.

در این کتاب موجوداتی از آنسوی مرزهای قابل ادراک به زمین می آیند تا آدمی را در پشت سر گذاردن طفولیت یاری دهند.مضمون اصلی کتاب درباره بلوغ معنوی و فکری انسانهاست.کلارک در این کتاب میگوید ستاره ها برای انسانها نیستند.زیرا اگر انسانی که هنوز چنین در دوران طفولیت خود است پایش به کهکشان باز شود تمام آنرا به خاک و خون میکشد.اما سرانجام زمان آن رسیده که انسان بالغ شود...

 

یکی از جالب ترین بخشهای کتاب درباره بازی مورد علاقه اسپانیایی ها ،یعنی گاوبازی است.چند هزار نفر در محیطی جمع میشوند و یک نفر که ماتادور نامیده میشود با یک گاو بیچاره مبارزه میکند .آنقدر نیزه به جان آن زبان بسته فرومیکند  تا  بمیرد.خوب میدانیم هدف این بیگانگان ارتقای معنوی انسان هاست.بنابراین باید به نحوی این خشونت از ذهن انسان ها حذف محو گردد.يک بار برای هميشه.اگر مقرراتی برای ممنوع شدن این بازی بگذارند قطعا نتیجه نخواهد داد.تاریخ نشان داده نوع بشر چقدر به هر چیزی که ممنوع شده باشد علاقه مند میشود.پس بیگانگان راه دیگری در پیش میگیرند.در یک مسابقه مهم و شلوغ،به محض اینکه اولین نیزه در پهلوی جانور بخت برگشته فرو میرود،تمام تماشاچیان درد وحشتناک نیزه را در پهلوی خود احساس میکنند! و به این ترتیب گاوبازی از سوی خود علاقه مندانش تحریم میشود و این بازی مهیج به تاریخ می پیوندد.

 

جالب است بدایند این موجودات بیگانه که اورلردز(overlords) نامیده میشوند نقشی همانند فرشتگان دارند.آنها موجودات هوشمند را یاری میدهند تا با ذات خالق یکی شوند اما خودشان تا ابد از رسیدن به این درجه محرومند و طنز نهفته در این داستان این است که اورلردها به شکلی هستند که بشر برای هزاران سال به عنوان چهره شیطان شناخته است.!

 

کاش میشداز این روش استفاده کرد.کاش هر کس که به دیگری توهین میکرد ،سیخ توهین به همان داغی ؛درقلبش فرو میرفت.کاش هرکس دیگران را یکطرفه قضاوت میکرد ، در محکمه ای چنان بیرحمانه قضاوت میشد که تا آخر عمر دست از اینکار برمیداشت.

 

پ.ن.لطف کنید اگه کامنت میذارید ،به دیگران توهین نکنید .کامنت شما نشان دهنده شعور شما،شخصیت شما و خانواده شماست.

 


بر چسب ها:
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Bluestar - ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٩/۱۳
 

من مردم..سالهاست که مردم..

حتی به خاطر ندارم چه مدت است که پشت این نقاب زندگی جسدم را پنهان کرده ام..

روزها و شبهای مثل هم..

هر سال انتظار پاییز و بارانش را کشیدن.انگار که چیز بهتری نیست منتظرش بمانم..

در اشک ریز برگ و آسمان گرفته انگار که هیچ دلیلی برای تولد دوباره نیست..

تو که نیستی اینهمه اشک و برگ و باران به چه می ارزد؟؟من به چه می ارزم؟؟؟

تو که نیستی چه حاصل که سر هر چهار راه دود گرفته کسی نرگس میفروشد...هر سال فصل نرگس های وحشی می آید و می رود بی آنکه تو آمده باشی..هر سال من نرگس نمیخرم شاید که سال بعد آمده باشی...هر سال همینطور میگذرد..تا کی تا کجا؟؟

این گذر عمر ،دقیقه ها و ثانیه های بی معنی..دقیقه های بی تو بودن...اصلا برای چه میگذرند..؟؟!!

من آنقدر تو را نداشته ام که داشتنت حتی به خواب و رویا نیزخنده دار می آید.

میترسم آنقدر پشت این نقاب زندگی جسدم را به دوش بکشم که فراموش کنند باید دفنم کنند....

****************************

 

خدای را

مسجد من کجاست ای ناخدای من

در کدامین جزیره آب ابگیر ایمن است

که راهش

از هفت دریای بی زنهار می گذرد

 

خدای را ناخدای من مسجد من کجاست؟؟

با دستهای عاشقت مرا آنجا مزاری بنا کن...

شاملو

********************************

  

پ.ن .لازم به ذکر نیست که تارگت نداره..

 


بر چسب ها:
نظرات ()